مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

مرا در بادبان عشق ، دلم یک لحظه جا دادند

بدون غم سفر کردم ، همه از دید من شادند

چنان در نیلگونی یار ، آبش صاف و مهتابی

به شادابی گذر کردم ، صدا در بال مرغابی

چه موجی سخت و گردابست ، کنار قایقی جستند

زده پرده ی غرش را ، دل آرامی مرا بردند

نگاهم داغ دل پیچم ، کشانده میل کم هوشی

به موج قله ی دریا ، بلندی های سر پوشی

در اقیانوس تنهایی ، زده قایق در آوازی

به هر جا رقص رو کردم ، چو ساحل خفته در نازی

نه باد و بادبان همیار ، نه کشتی ریسمان داده

اسیر عشق دریایی ، لبان پوسیده در باده

من و دل در پریشانی ، غم و درد و مشقّت ها

دریده پرده ی حجبم ، عنان دستِ محبّت ها

چنان در عشق تابیدم ، دلی در آتش سوزان

بلرزد از لهیب آن ، چو برقی می زند برّان

بیاد قصه در بادی ، که دوداز چشم ها بارید

 مرنجان دلنوازی را ،چو غم در قلب ها خوابید

جاسم ثعلبی (حسّانی) 28/01/1391 

 




:: بازدید از این مطلب : 2082
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 28 فروردین 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران