مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

تابوت سوارم

 

ای آسمانِ ، اشک  و  بهاره

 بگو به ابرها ، تگرگ بباره

دیگر که این دلها ، طاقت نداره

 با مرگ نیکی ها ، شادی بکاره

*******

بهار دلگرمی ، شده پریشان

 ناراحتی ، غم ها  ،گشته شتابان

سیاه و سپیدی ، چون میش و گرگان

 این زندگی نیست ، دیو و ستاره

*******

نم و پلیدی را ، در سرنوشتم

درد دلم پیدا ،  با خون نوشتم

آتش زدند یکجا ، دوستان به کِشتم

پس حاصلش گردید ، جنگ او دماره

*******

امروزم از دیروز ، بدتر بدیدم

در دام غم خواری ، ناله کشیدم

قبرو زمینش را ، زودتر خریدم

پلاک و دیوارش ، نصب در کناره

*******

دیگر چه دلگرمی ، از یاوران دارم

از صبح سر بارم ، تا شب سر کارم

جسم و تنم خسته ، روحِ عزا دارم

دلخوش هجرم را ، در غم سواره

*******

حال و هوای ما ، چون مرغ بی بال

در شوره زاری ماند ، اسیر کانال

پاهای او بسته زندانی  در چال

با تیغ سر بُر ها ، شد پاره پاره

*******

مرگ و کفن همراه ، در روزگارم

پایان این بازی ، تابوت سوارم

دار وندارم را ، در دنیا می زارم

غیر از عمل  هیچی ، معنی نداره

*******

جاسم ثعلبی (حسّانی) 07/02/1391

 

 

 

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 2315
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران