مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

تو کجایی و من درمانده ام در این دیار

تو کجایی دلم پر خون شده در این مزار

کاشتم صدها نهالِ غربتم با دستِ خویش

تو کجایی گلم دلباخته ام در این غمار

تک و تنها داده اید ، در شهر غربت برده اید

عاشقم بر مهرتان ، برو رفتی گفته اید

این چه آشی را که من می پخته ام

بر سرم ریزان و در کل سوخته ام

وای بر قسمت و درد و زندگی

وای بر گرمی و بند و بردگی

ای خدا در آتشم قهرت چرا 

سوختم امیدوار دادگی

ای اله و ای اله ، عابدت شد بی پناه

روز روشن خفته است ، زندانیِ بی دادگاه

جاسم ثعلبی 23/12/1390

 




:: بازدید از این مطلب : 2074
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 23 اسفند 1390
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران