مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

تو کجایی و من درمانده ام در این دیار

تو کجایی دلم پر خون شده در این مزار

کاشتم صدها نهالِ غربتم با دستِ خویش

تو کجایی گلم دلباخته ام در این غمار

تک و تنها داده اید ، در شهر غربت برده اید

عاشقم بر مهرتان ، برو رفتی گفته اید

این چه آشی را که من می پخته ام

بر سرم ریزان و در کل سوخته ام

وای بر قسمت و درد و زندگی

وای بر گرمی و بند و بردگی

ای خدا در آتشم قهرت چرا 

سوختم امیدوار دادگی

ای اله و ای اله ، عابدت شد بی پناه

روز روشن خفته است ، زندانیِ بی دادگاه

جاسم ثعلبی 23/12/1390

 




:: بازدید از این مطلب : 2083
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 23 اسفند 1390
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟