مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

دلمُ دادم به دریا ، داد و فریاد دیگـــــه بسِ

توخودت راهت گرفتی ، بی صدا عشقِ یه دسِ

***

باصحنه ساز بی گناهی ، مشکِ دل آلـوده کردی

حدسِ تو دل ماهی دارم ، فیلمِ تو بیهوده کـردی

***

کاشتی صد تیرِ مسموم ، توی قلبم از فریـبت

نمیشه حرفت فراموش ، باز قیچی زد نصیبت

***

این همه اشک و حدیثت ، چرا زیرِ پا گذشــــتی

حرفِ بی حاصل شنیدی ، مگه دل و جان نداشتی

***

من و تو سازش نداریم ، قلب ها تایید کردن

یکی مون باید بمیره ، یکی رو تبعید کــردن

***

دیگه بس ناطوری کردن ، جمع کن دوربینِ مخفی

دلم آزاده نشسته ، دور شد از عشقِ منفـــــــی

***

دیدمت خیسی تو بارون ، با آهِ دل سشوار کردم

خشک کردم زخمِ حرفت ، خارها بیمار کــردم

***

تو برو آهسته دریا ، جایی که با هم می گشتیم

عهد عشقمون تو ساحل، یادته با خون نوشتیم

***

این همه اشک و حدیثت ، چرا زیرِ پا گذشــــتی

حرفِ بی حاصل شنیدی ، مگه دل و جان نداشتی

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 16/11/1391

 

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1854
|
امتیاز مطلب : 44
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 14 بهمن 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا