مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

مثل دیوونه حکایت می کنـی

 از جدایی هات شکایت می کنی

با غریبه فاش کردی غصّه هات

از دلِ زخمت حمایت می کنی

***

می دونم عذاب وجدان می گیری

می دونم تو قاب عکست اسیری

آخه این همون صدای آشناست

غرق اشک سیل چشمات می میری

***

هر چه می پرسم دلت سنگِ هنوز

تو خوشی هام با حسودی هات نسوز

آخه من فرزند پاک این دیار

پارگی های دلم بی غم بدوز

***

می دونم گم گشتی در جام شراب

می دونم دریای عشقت چون سراب

وعده هات آژیر بی وفایی زد

بسه دیگه روی محرابم نخواب

***

من شنیدم مهربون صدای رود

سوختم با آه عشقت خیلی زود

همه جا پوشیده شد خاکسترم

تار شد روح و روانم کس نبود

***

می دونم تنهایی حق عاشقان

می دونم وفا نبود در این جهان

با صداقت کاشتم باغِ صفا

غم ، خیانت، چیده ام از دلبران

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 06/11/1392

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1950
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 17 بهمن 1392
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران