مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

عبرت

عبرت و آقایی دل ، تجربه دیدِ دلـــــــم رو

اونی که صداش نمودی ، عالمی داره ستم رو

***

مدّتی با خود بگردون ، چرخِ دیدارِ زمانــــــــی

عاقبت هم سیر می شی ، رسم کن تو دل فغانی

***

می دونی عاشق نمایی ، تو کنارِ دل روا شـــد

با هزاران قصه گفتن ، اشکِ غمگینی ربا شد

***

ترک کن چوبِ زغالی ، زیرِ گرما تار گشــته

دود کرده رویِ چوپان ، قلب اون بیمار گشته

***

این همه طعمه و زاری ، دور کن از گلستانـت

به چه گلها دیده این دل ، پوچ کرده بوستانت

***

درد دل دیگه ندارم ، قصه ی عشقم تمومــــه

تجربه نادیده روزی ، نورِ خورشیدش حرومه

***

دل مبادا روزگاری ، ماهی تابه شد و روغـــــن

جوش داده دورِ قلبم ، سوختم چو سنگِ معدن

***

بعد از این داد و فغانم ، دور شو از مکر و نیرنگ

تا زمانی گل همون گل ، قلبِ تو کوبیده با سنگ

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 09/06/1391





:: بازدید از این مطلب : 2305
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 12 شهریور 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟