مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

غرق تا لبِ مرگ
رفته بودی توی دریا  ، تو شنا بلد  نبــودی
نفست گرفته در آب  ، رخ تو زده کبودی
***
بی خبر به سوی گودی  ، دل و جانِ خود کشیدی
تو دلِ رودِ عمیقی ، تو خطر خودت پریــــــدی
***
مرگ رو در انتظارت ، زیر موجِ آبِ سنگین
می خروشد رد پایش ، بدنت کشیـده پایین
***
دست و پا زدن چه سختِ ، نشنیدم اون صدایت
زیر آبِ صافِ بستر ، بسته شد چشم و ندایت
***
همش تقصیرِ تو بوده  ، جاهای غرق تو گشتی
نمی بخشم اون خطایت ، اگه رفتی بر نگشتی
***
تو بریدی نفست رو ، یا که تقدیرِ خــــدایی
چراغ قرمز خطر شد ، توی یک لحظه جدایی
***
وقتی برگشتی پشیمون ، تو دلت تنها می شینـم
چرا می لرزی عزیزم ، بی تو من سختی می بینم
***
مدیونِ اون مردِ دریا ، کشیده تو رو به زودی
اگه اون نبوده جونم ، تو الانش مرده بــودی
***
خدایا شکرت همیشه ، ازنجاتِ پسرم رو
گردشِ تلخی کشیدم ، در عذابِ ِ دلبرم رو
***
کاشکی خودم  می میرم ،  می روم چو خاکِ پایت
تو باید زنده بمونی ،  دل و جونم شد فدایــــــت
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 15/06/92
روز غرق شدن فرزندم موسی که 5 دقیقه زیر آب مانده
و خداوند عمر تازه ای به او بخشید خدایا شکرت.





:: بازدید از این مطلب : 1897
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 18 شهریور 1392
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟