مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 مرغِ عشق

یادته روزی که تو دریا بودیــــم

سوارِ زورقِ بادی روی مـــــوج

دستمُ گرفتی ترست از نهنگ

پای تو می لرزه هنگامِ خروج

***

یادته رو ساحلِ شنای ســـــــرد

می پریدی مثل خرچنگِ عجــول

خیلی زیبا می درخشی مثل نور

ماهتابی در سیاهی ای خجــول

***

یادته تو سفره مون نون و پنیر

مزه ی عشقُ کنارت چشیدم

زیرِ سایه ی درختِ زندگی

شکلِ زیبای رُخت رو کشیدم

***

یادته می خندی مثلِ مرغِ عشق

روی شاخه ی دلم پر می زنی

خاطراتِ این سفر چنگِ غروب

که تو با زلف و نگات دل می کنی

***

یادته تو آبِ صـــافِ دلِ رود

رفتی و به ماهی ها سری زدی

من تماشا کردم اون پرتابِ تو

منُ با خودت ببر خیلی بدی

***

یادته خسته و همچون جغدِ پیر

روی بامِ سرنوشتم گریه کرد

یادته بهت نگفتم خیلی زود

گفتی پس میرم و دنبالم نگرد

***

دستِ مردانـــــه دادم به اون خدا

کلبه ی عروسی کردم جمع و جور

بعد از این سختی و قیدِ خستگی

باز گفتی برو حرفت طعمِ زور

***

آخه تو مگه دلت پاره شده

تمامِ خاطراتم شـــدن رها

می ریزن بهانه هات از آسمون

بی مروّت بی خبر نگو جـــدا

***

یادته خوابیدی روی پای من

یه ترانه واسه تو خوانده بودم

منتظر موندم تا تو بیدار بشی

زیرِ گرمای شدید مونده بودم

***

یادته بیماری و رو تختِ مــــــرگ

شب وروزم می دویدم پا به پـــات

وقتی سر زنده شدی جنگ و ستیز

پس کو اون عاشقی و مهر و نگات

***

جاسم ثعلبی (حسّانی ) 20/03/1392




:: بازدید از این مطلب : 1939
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 21 خرداد 1392
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟