مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

می دونم که رفتی ، تو پیشِ من نیستــی

توی شهرِ غربت ، مَشک دل آویختـــی

دل شده پریشون ، فدای لحظه هایــت

بعد از این محبّت ، شهر شبح زیستی

 

من میگم دوست دارم ، عشقُ فراموش می کنی

چه کنم با این دلت ، غریبه آغوش می کنـــــی

اشکِ دریا نم زده ، در ماتمِ جدایــــــــــی رو

تو سفر تشنه لبی ، از دلم خون نوش می کنی

***

درد دل چه زیباست توی دلم کاشتــــی

خاطره های ناز از خوشی بر داشتـــــی

سایه ات یه دفعه از رو سرم گم شده

توی دیوارِ درد قول و وفا داشتـــــی

 

دور نشو عزیزی دل ، عزایِ مرگم می خونی

توی جشنِ سرنوشت ، با غم و دردم مهمونی

ستاره  ماه دلم ، گرفته شد در رقصِ بــال

تک و تنها عاشقی ،  به مهر قلبم مدیونــی

***

چه عجب رد پا ت روی شنا جا گشـــــــود

قطره ی حیا رو ، تو گلدونِ پات نبــــــــود

سنگ و ساحل گریخت از شرمِ نازِ خستت

از ته دل میگم بر بی وفایــــــــــی درود

 

زود بیا منتظرم ، کنارِ نخلِ کـــــــــــــارون

ابر و بارونت غمِ ، بی تو دلم بی درومــــون

نفس ایستاد و دلم آشفته شد از زندگــــی

زنده موندنِ دلم ، برگشتِ عشقت مرهون

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 20/07/1391

تقدیم به  مهدی اسلامی عزیز

 




:: بازدید از این مطلب : 980
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 19 مهر 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران