مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

نفسِ آخر

این چه رسمِ عاشقی رو ، دلمُ بازیچه کـــــــردی

شادی و قهرت یکی شد ، نمی فهمم این چه دردی

***

اومدی قایق سواری ، توی رودِ ســـــــرنوشتی

پارو زد مهرت به جونم ، روی موجِ دل نوشتی

***

نفسِ آخر کشیدم ، گوش دادی در تــــــرانه

جمع کردی جام مستت ،  زدی بر چسبِ بهانه

***

گوش کن دارم می میرم ، از عذابِ خستگی ها

دلم آرامش نداره ، از فروغِ بندگــــــــــی ها

***

دیگه طاقتم تمومه  ، می دونی تو بی وفایــــــــــــی

فانوسِ صبرُ شکستی ، پای شمعی در جدایــــــــی

***

توی جاده ی غریبی ، آهسته میرم و تنــــها

جمع کردم خاطراتم ، دلم آواره و بی جـــا

***

تو که سرمستِ غروری ، نشکسته دلِ سنگــت

رفتنم  واست چه ساده ، بی نشان از دلِ تنگت

***

راهِ دور و دل گرفته ، در دیارِ بی پناهـــــــم

دلم در کویری مرده ، تو نگو که بی گناهم

***

همش تقصیر تو بوده ، دل فنا کردم دوباره

تو بهم زدی نصیبم ، با غروبت ای ســــــتاره

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 16/09/1391

 




:: بازدید از این مطلب : 2148
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 21 آذر 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران