تو برو تنهای تنها ، دیگه آرزویی نمونده
شعله ی سرخِ دلم رو ، همه پل ها رو سوزونده
***
دیگه پادشاهِ عشقم ، طاقتِ دیدن نداره
همه جا ابرش گرفته ، چشم باریدن نداره
***
وعده ی دیدار پایان ، خط زدم از سرنوشتم
می مونم رو موج دریا ، بی تو ای باغِ بهشتم
***
داد و فریادم تمومه ، حسِ این دوری کشیده
واسه زنده بودنِ من ، اشکِ دل زوری ندیده
***
بی خبر میرم تماشا ، به دیارِ بی پناهم
ای خدا من و نبینی ، می دونی خسته تو راهم
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/09/1392
:: بازدید از این مطلب : 2913
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0