مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 پادشاه و ماهی گیر

صبح گشتی زد زدریا پادشـــاه

جای صیدِ ماهیان در آبــــراه

دید صیّـادی زده تورش در آب

ماهی را از تور می گیرد شتاب

آشنا در کار خود بوده همـی

سالها در صیّد می نالد کمی

در کنارش ایستاده با عــــــتاب

گفت از سودت بگو خانه خـراب

روزگاری ابروانت خم نشــــــــد

ماهی می گیری و قرضت کم نشد

روز و شب در دلِ دریا خفته ای

بهرِ روزی عاقبت را جستــه ای

دادِ حاکم بر سرش صیّاد دیـــد

علتِ کم رزقی از آهش شنیـــد

گفت مقداری زسودم باختم

بی قسم در آبِ شط انداختم

دوماً در زندگی قرضی بــــود

نزدِ صاحب خانه را فرضی بود

سوماً مقروض بودم از قدیـــــــم

قرضِ خود را می دهد عقلِ سلیم

پادشاه از طنزِ او خوشحال شـد

روی بوسید و دلش بد حال شد

توی خواب ناگهانی رفته است

با زبانِ بی زبانی گفته اســت

بدرود گفته شاه به صیّادِ پیـــر

سخت دردی راشنیده این امیر

***

صیاد علّت کم رزقی را:

1-ماهی گرفته و در آب اندخته

2-ماهی گرفته و قرض داده

3-ماهی گرفته و بدهی خود را پرداخت کرده

معنی این سه تا چیست؟

جاسم ثعلبی (حسّانی)30/02/1392

 

 




:: بازدید از این مطلب : 2007
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 01 خرداد 1392
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟