مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

ای پرستوی مهاجر سفرت پر خطــــــره

در هوای برف و ابری دلِ من غمخوار تو

رفتی و تنها نشستی روی موجِ سرنوشــت

آخه من چکار کنم با این همه آزارِ تـــو

***

التماسم نشنیدی خسته ام از زندگـــی

بالِ پروازت شکسته حرف ها دارم زیـاد

باختی بازی عشقت داغ شد قلبت چرا

مرز ساحلِ غریبی عشقتُ دادی به بـاد

***

تو بگو با لبِ بسته میشه فریادی کشیــــد

تو سفر قلبم شکسته میشه دلداری کنـــم

می دونی آتش گرفتم از تبِ سرخِ چشــات

میشه در مکتبِ عشقت لحظه ای زاری کنم

***

قاصدک برگرد دوباره اومده فصلِ بهــار

قایق و پارو تو ساحل صدای آهت شنید

عاشقانه می پرسته لحظه های شاد تــو

دلمُ به انتظارت ردِّ پای تو ندیــــــد

***

از تو بی رحمی چشیدم  لحظه ی تنگ غروب

حس نکردی با نگاهت لرزشِ  کُند لبــــام

دلت می فهمه غریبی درد بی درمون عشق

کاش اشکِ تو چشیده سوزشِ تُند چشــام

***

تو بگو با لبِ بسته میشه فریادی کشیــــد

تو سفر قلبم شکسته میشه دلداری کنـــم

می دونی آتش گرفتم از تبِ سرخِ چشــات

میشه در مکتبِ عشقت لحظه ای زاری کنم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 04/01/1392

 




:: بازدید از این مطلب : 2043
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 05 فروردین 1392
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران