مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

آب رفته اعتماد

باز ویرانه شده قصرِ جهاد

مرگ و میر آسان گشته در دیار عاشقان

برج ها آباد شد ناگه فتاد

از ظلم و آزارو فساد

معنی:

بعد ما عندی اعتماد

اتکسّر اتهدم ابعنوانه الجهاد

الموت سایر عدنه اصبح فی دیار العاشقین

ابراج شیّد هدّم ارکان البلاد

من اثر هذا الفساد

جاسم ثعلبی (حسّانی) 08/10/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2058
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 07 دی 1392
.

 

هستم و سر مستم

در قلبِ تو افسار دل بستم

شهر ودیارت همچنان چون جنة فردوس

دل عاشقانه می کشد دستم

حرمتش نشکستم

معنی :

سکران انه ابحبک

ضمنی السدرک آه وحق ربّک

دارک عمامک بیت الی یا جنة الفردوس

الحب نهض جر ایدی الی گلبک

ما خالفت دربک

جاسم ثعلبی (حسّانی) 07/10/1392



:: بازدید از این مطلب : 5605
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : جمعه 06 دی 1392
.

 

یا امّونه ، یا امّونه ، مات الگلب بضنونه ، یا امّونه

ابوچ ما رحمنی ، یا امّونه

ما خاف من ظلمنی ، یا امّونه

و امخنزرات اعیونه ، یا امّونه

***

یمزیونه ، یمزیونه  ، وامچ صدگ ملعونه ، یا امّونه

کل الفتن من صوبها ، یا امّونه

تلمض لمض محبوبها ، یا امّونه

اذّتنی  هالملسونه ، یا امّونه

***

یشع لونه ، یشع لونه ، وجهچ بدر و اعیونه ، یا امّونه

ما نامن اعیونی او غفن ، یا امّونه

و اهمومی شبن وانطفن ، یا امّونه

ثارن علیه اجنونه ، یا امّونه

***

تباروله ، تباروله ، ریت الگلب من زارکم تباروله

ما حصّلت غیر الضرب ، یا امّونه

تیهتی فکری امن الدرب ، یا امّونه

ما رید حب مسجونه ، یا امّونه

***

یکرهونه ، یکرهونه ، لیش الگصد لدیارکم ، یکرهونه

شبعیت من عکسچ  بعد ، یا امّونه

و البخت نایم ما گعد ، یا امّونه

و اچتافی هالممتونه ، یا امّونه

***

اغنیه فکاهیه مهدیه لک

تعرف نفسک

جاسم ثعلبی(حسّانی) 05/10/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2199
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 04 دی 1392
.

 

تو برو تنهای تنها ، دیگه آرزویی نمونده

شعله ی سرخِ دلم رو ، همه پل ها رو سوزونده

***

دیگه پادشاهِ عشقم ، طاقتِ دیدن نداره

همه جا ابرش گرفته ، چشم باریدن نداره

***

وعده ی دیدار پایان ، خط زدم از سرنوشتم

می مونم رو موج دریا ، بی تو ای باغِ بهشتم

***

داد و فریادم تمومه ، حسِ این دوری کشیده

واسه زنده بودنِ من ، اشکِ دل زوری ندیده

***

بی خبر میرم تماشا ، به دیارِ بی پناهم

ای خدا من و نبینی ، می دونی خسته تو راهم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/09/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2916
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 04 دی 1392
.

 

الحسین انکتل عطشان ، شهید او قدم افکاره

ابیوم الکون منتصرین ، تلگه اســروب زواره

تموت او تبله الدیران ، والظالم یحس خسران

والدنیا تشب نیران ، یموت او تنشر اخـباره

***

الحیاه ما تحلی دون احسین ، والاسلام بانیها

دار العدل و التطهیر ، ما یسلم حرامیــــها

الدنیا اویاک شکّایه ،  وحق الرافع الرایه

حافی الجدم مشّایه ، قلبی عندک اسراره

***

الحسین انکتل عطشان ، شهید او قدم افکاره

ابیوم الکون منتصرین ، تلگه اســروب زواره

تموت او تبله الدیران ، والظالم یحس خسران

والدنیا تشب نیران ، یموت او تنشر اخـباره

***

یمسلم لا تنام اللیل ،  عاهد ربّک ایعینـــــک

علی حیدر ولی للناس ، او زینب زهرة اسنینک

لا تنکر فضایلهم ، بالصعبات سایلهــــــــم

النبوه ابسند جد الهم ، والتوحید شــــع ناره

***

الحسین انکتل عطشان ، شهید او قدم افکاره

ابیوم الکون منتصرین ، تلگه اســروب زواره

تموت او تبله الدیران ، والظالم یحس خسران

والدنیا تشب نیران ، یموت او تنشر اخـباره

***

رساله عدنا من احسین ، الظلم ما نوگف ابحده

نتعاهد عهد ویاه ، رسم مختوم من جـــــــده

یا ابو الغیره عد عیناک ، ارواح او اهل نتفدّاک

ابطن الگلب ما ننساک ، نطوف اللیل بحاره

***

الحسین انکتل عطشان ، شهید او قدم افکاره

ابیوم الکون منتصرین ، تلگه اســروب زواره

تموت او تبله الدیران ، والظالم یحس خسران

والدنیا تشب نیران ، یموت او تنشر اخـباره

***

خادم اهل البیت : جاسم ثعلبی (حسّانی) 04/10/1392

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2126
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 02 دی 1392
.

 

کربلا زینب عزراء آمده ، مونس و همدم زهرا آمــــــده

واسه دفنِ جثه هادر شب چرا ، سیلی از امواجِ دریا آمده

***

بی برادر مانده زینب ای خدا ، دو کف عباسش از تن شد جـــدا

شاهدان جمله به خون غلتیده اند ، قطع سر در جنگ ها رسمِ چرا

***

او شنیده قصه ی تسلیم باغ ، قلبِ زینب شرحه شرحه در فراق

ای مدینه همسفرهایش کجاست ، سوختند در آتشِ ظلم و نفاق

***

تک و تنها قاصدک بی من نسوز ، با کفیلم حرف ها دارم هنوز

ساقی کوثر کجا افتاده ای ، با اسیران درد خوردم شب و روز

***

دیده ها غمگین و در ذهنم سراب ، با دلیران خودم دارم عتـــاب

گور کن یک لحظه آرامش بده ، ای برادر خسته ام بی من نخواب

***

ای مریدان همرهان ماتم کنید ، با ابو الفضل و حسین دفنم کنید

طاقت این همه دوری ندارم ، با لباس عفتم کفنم کنیــــــــد

***

شاعر اهل بیت : جاسم ثعلبی (حسّانی) 02/10/1392



:: بازدید از این مطلب : 1888
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 02 دی 1392
.

َ

آب ها رنگِ حیات

قابِ عشق و زندگی

می سراید با ترانه

عزت و آزادگی

هلهله کن رود کارون

با هر نوا در شهر ما

ناموس هر دلبستگی

خون پاکش در رگِ ما

جاری گشته سالها

دکتر و داروی ما از ماتم و افسردگی

حامل صلح وصفا

روی پهلو های آن

کشتی ها همچون قطاری در کویر

باز می پیماید آن راه دراز

یک تماشا خانه در راز و نیاز

می کشاند هر جهانگردی غریب

یک کلید همه کاره در دیار

جلب می کرد آدمی از هر تبار

ساحلش همچون بهشت

لحظه ها در دل نوشت

آبسیر هر جمادی دور دور

آب شیرین چون زلال

در مزارع دف زده آهنگ آن

نخل و نخلستان بدان پوشیده جان

رقص در ساحل ببین وقت طلوع

با نسیم صبح می نازد چنان

جای هر بی خانمان

جای کوچ دید بان

جای هر غمگین و هر قهر زمان

با مسافر خواند آهنگی عجیب

پل هلالی شاهد مکر و نحیب

مرغ ها در هر صباح و هر غروب

ظهر ها در آسمانش شادمان

یک بهشتی بود در قعر وطن

باز هم می شنوم از صیاد رود

قایقی خفته در آن

در کنار تور ماهی گیر شب

زنده زنده بازی چنگ شکار

صید بی همتا ببین

عشق کارون اینچنین

همین یک خاطرها مانده از وفا

قصه می گوید بلمچی از دیار

تو بیا با چشم باز

بشکن این قفل دراز

تکه گِل خشکیده گویا رو زمین

هر جزیره یک نگین

ای سفر کرده کجا

ای بهار آشنا

جبر بوده یا رضا

بی خدا حافظی رفتی نازنین

باز برگشتن نداری ای امین

ابرها سایه زده روسینه ات

باز باران می شود اشک شما

گریه ها و غصه ها

جای پایت ماند یک ظرف ندا

ای خدا و ای خدا

مرده رودم بهر احیای نما

در دیاری که طلا کاری شده

بی نیاز از غصه ها

همه استادند با شهرت و نام

ولی تا می گویم آبت شد جدا

صد هزاران فتنه می شد در هوا

کافری بر چسب می بینم چرا ؟

 آخه چرا؟

خدا چرا؟

جاسم ثعلبی (حسّانی) 02/10/1392

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2247
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 02 دی 1392
.

 

البعیر اشما کبّر ینکسی یلدا

او یضل صوفه ودی للدای یلدا

خصوصا لو طلبته ابعید یلدا

یزیدک علم من عنده هدیه

***

شنهو الینوکل من دون یلدا

حمر لونه او جلده خضر یلدا

یعدّونه مهم فی عید یلدا

الیاکل منّه یشتر بالثنیه

***

عجب هالدنیا فیها اطباع یلدا

تقالید اشکثر من اثر یلدا

ازیل الضیم منّه او بگه یلدا

العظم والجلد دوحس بین ادیه

***

الزمان العلمانی ابیوم یلدا

ازیح النار منّه او فرض یلدا

الثمره ما تحاسب دون یلدا

احتار الفکر واتحمّل خطّیه

***

ادورک ما دریتک وین یلدا

تمنیتک عدل واتشوف یلدا

الرقی صار غالی او رخص یلدا

ابیوم الموزمه تاه امن ادیه

***

ذبحت الرقی والرمان یلدا

صلب ما گصّته السچین یلدا

اظن هالیله تنعد بالف یلدا

لطم لو عید مکتوبه ابوصیه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 02/10/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 1976
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 02 دی 1392
.

اربعین شهدای کربلاء

آسمان باریده غم

سنگ ها ظلم و ستم

کوچه ها پر شده از آوارها

رنگ خون پاشیده بر دیوارها

زارها و ناله ها

بوی درد و غصه ها

اشک ها جاری شده در جوی آب

خون ها معجون و در خشکی مذاب

دست های بی جسد

چثه های سر بریده آشنا

باد نمناکی وزیده در سکوت

زینبان ماتم زدند در کربلا

زیر نور آفتاب

پیکر بی جان شده ملک زمین

وا اماما واعلیا و امین

کوفیان آلوده کردند اینچنین

مرد ها بی رمق و خفته به خاک

این ستم کرده کجا

پادشاه قدّر و بی رحم و خواب

مثله کرده ریشه ی انسان پاک

در فضای تابناک

باز می گردد نوای دلپذیر

شام بیدار شد از دخت امیر

همه در عشق حسین و یاوران

دفن اجساد به خون غلتیده را

اربعین آمده نزد علقمی

می گذرد ایام و دنیا چشم باز

دیده آن فریادها در کارزار

در خلوت تنهای شب

بر مریدان امام و همرهان

کودکان   بی خانمان

این یتیمان زمان

شیون و غربت و درد

در هوای برف و بارانی و سرد

جرعه کردند

قطره آبی

زیر شلاق و اهانت  های فرد

گشنه گریان

بی کفن

در کاروان نغمه خوان

چهره ها محجوب و گویا غم زده

دنبال شادابی نگرد

محب اهل بیت : جاسم ثعلبی (حسّانی) 01/10/1392

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2027
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 30 آذر 1392
.

ابیات غریبات

لا باس افتح عیونک و ابتسم

بعد الدروب لا لا ما یوذیتنی

کسرت قلبی بکاس حبکَ

شعاع بدرک فی السماء یعمینی

***

اتیتک یتیم و الزمان جارحنی

طرقت بابک یا دار حیینی

لا تنکرینی ما اجد من یضمنی

الی سدره و الزمان ینعینی

***

اموت واحیی فی قلبک ان اردت

یا حب اکشف قطائک لا توذینی

ما احب اترک حضنک و انام فی العراء

اذا مرضت بدونک من یبارینی

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 30/09/1392



:: بازدید از این مطلب : 2388
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 30 آذر 1392
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران