مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

رسیده ام به دیارت

یه غمزه چشم بیشتر نمونده

دود و غبار زندگیت را می بینم

از دور نمایان

کلبه ات از آه دلت می سوزد

و برقک حسرتت را می نگارم

که همچو ستاره در آسمان می زند

با این همه غم و تنهاییت

میهمانت شدم

نمی دانم در کویرت آبی شیرین هست؟

که تشنگی وجودم را سیراب

و شمع ورودم را مهتاب

و قول وقرارت را محراب

میهمانت شدم

نمی دانم به کجا آمده ام

و چگونه دعوت

چه فعلی مرا مجذوب

و چه غمی مرا مرهوب

دلرباییت کرده

که نصف راه به هوش آمدم

و نصف راه پشیمونی

میهمانت شدم

مرا به کلبه ات پناهی بده

دلها می تپد از آشنایی و ندیدنیها

ولی دلم آرامش است

خنک و بی سر و صدا

می دانم عشقم در هر قفصه ای باشد زیباست

و در هر محفظه ای باشد دیباست

 شکل ستارگان در آسمان مهم نیست

رنگ و نورشان برناست

پس مرا دریاب که از همه موانع گذر کردم

و به کویت سراسیمه  رسیدم

با کوله باری از محبت و آرزو

مرا در دلت جای ده تا پشیمان نشوم

 

جاسم ثعلبی    تهران  2/10/1390

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1604
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 28 دی 1390
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران