مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 عطش

تو و تنهایی و دردت ، توی باغِ غم نشســتی

با صدای نازِ قهرت ، سکوتِ شبها شکستـــی

شب و این همه ستاره ، آسمون پوشیده ابرت

روی قلّه ی فریبت ، کمر بندِ جان نبستــی

***

آخرین دیدارِ قلبت ، ساحلِ رودی خروشـــــان

آبِ صاف آمد دلِ من ، از درونِ چشمه جوشان

سبزه زارِ عاشقی رو ، عطشش سیرابِ مستـی

زندگی با شمع و اشکت ، توی کلبه ات فروزان

***

تو بمون به انتظارم ، روی قایق تو جزیـــــــره

باز گشتم به دیارت ، فکر کنم که خیلی دیــره

نردبان پایش شکسته ، بستنش دوام نـــــداره

دوست دارم پیشت بمونم ، نباشی دلم می گیره

***

دردمُ بهت نگفتم ، نمی خوام تو هم بدونی

ساکتم با درد و زارم ، به کسی نده نشونی

بشکنه دلِ کسی رو ، دلتُ یکجا شکسته

نمیگم دوست ندارم ، نمیگم تنها بمونی

***

نمیخواد یادم بیاری ، اشکِ من در باد رفته

نمی خوام تو دل بکاری ، فتنه های یاد رفته

چشای زیبا نگارت ، نقش بسته تو وجودم

خاطراتِ خوابِ صبحم ، با خیالِ شاد رفته

***

می دونم دلت گرفته ، آسمونت غم می بـــاره

چه کنم تاریکه قلبت ، تو شبم شدی ستــاره

ناله ی دلت شنیدم ، هق هق و آهت به جونم

آرزو دارم یه روزی ، عاشقت  فصلِ بهــــاره

***

جاسم ثعلبی (حسّانی)  15/03/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2016
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 16 خرداد 1392
.

 اذانِ صبح

دلم بیداره از دیشب ، به یادِ تو سحر خــــــیزم

تو بی مهری و من دریا ، نمک رو زخم نمی ریزم

***

دلم طبلِ اذانِ صبح ، همه خوابند و من بیــــدار

چشام سقفُ تَرَک کردن ، دوتامون خسته و بیمار

***

کجایی ای سفر کرده ، نگفتی همرهــــــــی دارم

کدوم شهری تو رو خونده ، تو کویش دلدهی دارم

***

بیا بی تو دلم تنگِ ، طبیبِ زخمِ من مـــــــرده

دلت سنگِ من و دریاب ، کمک کن قلبِ افسرده

***

دلم از زهر نمی ترسه ، یه فرصت داده آیینــــم

و گرنه جامِ پاکی هست ، و جرمش با تو می بینم

***

می مونم در پناهِ درد ، دلم در جایی زندونــــه

رو شاخه های بدبختی ، دلم چه چه نمی خونه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 13/03/1392



:: بازدید از این مطلب : 1953
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 15 خرداد 1392
.

 ای خمینی (ره)

تو رفتی و با رفتنت ، امیدم ورفته به بـــــــــــاد

گل گفتی و گل گفتنت ، تو خاطراتم زنده یـــــاد

بی تو غریبم ای قمر کو زندگی کو یارِ مــــــــن

ای دلربا ای بت شکن ، میزان حکمی عدل و داد

***

بی تو آواره شدم ، بی تو دل پاره شدم

شوقِ دیدن آرزوم ، رفتی بیچاره شدم

***

پس چرا رفتی همیشه ، ای چراغم در ســــفر

بی تو مهدی دیر کرده ، ای امیدِ منتظــــــر

سینه ها با سوز و آهش ، می کشد دردِ ظهور

شیعه با پرچمِ عدلش ، پیش رفته در خطــر

***

هموطن گلگون کفن ، گلِ یاس و یاسمن

با علی پیمان ببند ، لباسِ رزمُ نکـــــن

***

ای دلیرِ سر شناسم ، زود رفتی از دیــــار

سرورم آماده هستم ، توی دشت و لاله زار

بیعتم عهدم وفایم سندی بر گردنــــم

شاهدم ابنِ مظاهر پیرشدم در کــارزار

***

با ولایت زنده ام ، عدل و مهرش خوانده ام

حافظِ اسلام و دین ، در لوایش مانــده ام

***

ای خمینی ، ای سفیرِ راهِ حق در آسمـــان

زاد روزت یاد کرده ، از فروزت در جهــــان

عاشقانِ نوحه خوانت ، سینه ها تر کرده اند

با غروبِ روحِ پاکت ، اشک بارند مومنـــان

***

بارگاهت شاهده ، یاورم فرمان بــــده

یادته روزای دور ، جبهه ها غوغا شده

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 14/03/1392



:: بازدید از این مطلب : 1888
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 14 خرداد 1392
.

 بد نام

تک درختم سوخت در فصلِ بهار

نیکی با بدنام حسّانی نکــــــار

زینتی داده دلم وقت نـــــــیاز

رو نمایی کرده دل حینِ نمـــاز

با ظرافت جمع کرده ذلّتــــی

با زر و تزویر خوانده حکمتــی

گوش کر دارد اگر مدیون شود

زود می نالد اگر مضنون شود

حال واحوال صداقت را  خریـــــد

وقت سختی ها از آن دل می برید

محنت آن وقتی اگر پستی خریــــد

سایه ی هر باد برده را ندیـــــد

چون غریبه دور می شد از وطن

با تو هستم دل زدلداری نکــن

می نوازد طبلِ جنگش در غروب

ای زدریا گم شدی دل را نکـوب

خاطراتش مومیایی می کنـــــد

سنگِ قبرش زر نمایی می کند

قصرها می ساخت با حرف و حدیـث

صحنه ها می بافت بی نام از  پلیس

با دروغ و زور شادی می کشد

دوری از اداب دادی می کشد

فتنه ها در آستینش می خزد

نرمه ی دل با زبانش می گزد

سد معبر شد همیشه در کنــــار

تک درختم سوخت در فصلِ بهار

جاسم ثعلبی (حسّانی) 12/03/1392

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2054
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 13 خرداد 1392
.

 نانجیب

برایِ دیدنت ، چه شب نمایی کرده ام جــــامِ دل

تو هوای غروب ، تو بت نمایی خوانده ای گـامِ دل

می بینم چشم تو ، جادوگرِ ماهری دست کشیش

دلمُ نلرزون ، به تلخی برده بوسه هات شـامِ دل

***

می مونی غریب ، دستِ نانجیب

ترسم از زمان ، از مکر و فریـب

***

عاشقانه نبود ، هوارِ دردت ناگهانی شــــــده

درِ غم ها گشود ، دمارِ قهرت هر مکانی شـده

ساحلِ درونم ، آغشته کرده آبِ دریای شــور

بخششِ نگاهم  ، برگِ عبورت یه زمانی شده

***

دل مونده اسیر ، در سوز وکویـر

می گفتم بیا ، می گفتی بمـیر

***

نصفِ شب پریدم ، از خوابِ وحشت آمدم پیشِ تــــو

بی سلام و درود ، دستم بریده بی خبر نیشِ تــــــو

مونده ام پریشون ، حاصلِ دردم بسته شد با سکوت

قلبمُ شکستی ، با خاطراتِ خوب وبد کیش تــــو

***

بی خانه شدی ، بیگانه شدی

بی وفا نخند ، دیوانه شــدی

***

دست گل رو بگیر ، همرنگِ چشمات مهربون و قشنگ

زحمتش کشیدم ، تو بسته بندی چیده ام در سه رنگ

فکر شادابیت ، در این خیالِ خواب رفته تــــــو روز

میرم از زندگیت ، شکسته با لم در فضایت ، نزنـــگ

***

گوشی رو شکستم ، زخممُ نبستـم

سفرم راهِ دور ، خونِ دل رو دستم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 10/03/1392

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1855
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 12 خرداد 1392
.

 بابا جون

دین و دنیایم تو هستی بابا جــون

عهد و پیمانت شکستی بابا جـون

نکنه ازم جدا میشه دلـــــــــت

نمیگم تو پول پرستی بابا جـون

***

دست من بالا سرت چترت میشم

توی جشن شای هات عطرت میشم

بی گناهم از خروشِ روزگـــــــار

توی سختی های تو نذرت میشم

***

تو ترانه ی بهارم تو زلـــــــــــال

وقتی غم داری از غمهایت ننــــال

دلِ من طاقتِ آهت نـــــــــداره

بی خیال از درد و زارت بی خیال

***

دلمو کیسه ی دردت می مونه

نامِ تو روز وشبم سر زبــــــونه

نمیتونم بی تو زندگی کنـــم

قلبمُ همیشه پیشت مهمونــه

***

تو نباشی زندگیم سیاه و تــــار

جون من درد و غمت بر من ببار

تو امیدم از همین دنیای کــور

قلعه ی عشقی تو یی فصلِ بهار

***

می مونم به انتظارت نازنیـن

مهمونم شبا کنارت نازنـــین

قلبمُ تو آسمون تاب می خوره

فدای چشم و نگارت نازنیـــن

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 09/03/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2003
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 12 خرداد 1392
.

 ناقوس

میرم از خاطراتت دور ، دیگه هم بر نمی گردم

فضای قلبِ تو برفِ  ، دلم یخ بسته و ســـــردم

***

شنیدی بیصدا خوندم ، تو دل ناقوسِ تنهایــــــی

رو عرشِ کشتیت بی حال ، از این گردشِ هر جایی

***

دلم جا مونده تو دریا ، تو موندی با جهانــــی درد

من و خط بزن از قلبت ، تو این فصلای خیلی سرد

***

بمون در کنجِ بیماری ، بخور غصّه از ایـن دوری

تصوّر کن که من رفتم ، از این دردایِ اینجوری

***

کشیدی نقشه ی موندن ، از این رنگت دلم سیره

به اصرارت هواسی نیست ، دلم آروم نمی گیــره

***

برو تو جنگلای سرد ، ببین راهِ جدایـــی رو

تمنّا می کنم ول کن ، دلم در بی وفایی رو

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 11/03/1392



:: بازدید از این مطلب : 1978
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 12 خرداد 1392
.

 آه یبنی

ربّیت او سهرت اویاک

او ما نامن اعیونی ابلوعتک یبنی

کصرت النوم نص اللیل

ختلانی او ضربنی ابغفوتک سبنی

لچن ما طخّن اعیونی

جلبت العود بین اجفونهن حبنی

او کبرت او صرت شاطی او روج

اسهام اشراع موجک بلکبر ذبنی

اظن ما ینکر الصیّاد

یو الشاف شمسیتی اعلی راسک حاط چذّبنی

شتلت الطیب بعروگ النخل والگاع

خلی المای بسماته تعاتبنی

او خل شمس الضحی تتعلی عین ابعین

تربی اعلی الشماته ما تصاحبنی

او خلی السماء السابع ینظر الممشای

او خل انجومه تزهی او ما تشاهدنی

انه الکتبیت حبّی ابکل گلب بالنور

الذهب فرحان بسمه من یباوسنی

تعال او شوف فستان القصیده اشباچ

و ابشط الندامه سمچ حاسبنی

صرت ماکول مذموم او لذید اهوای

زین او شین گلبک لا تفارگنی

جاسم ثعلبی (حسّانی) 08/03/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2277
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 09 خرداد 1392
.

 جن و پری

می مونم رو خطِ تندِ التهــــاب

توی ناله هام همش دل می کنی

با توام یه لحظه از خودت بپرس

شده یه بار دلمُ نمی شکنــــی

***

ای ستاره تو سحر نورت نبـود

کوچ کردی ناگهانی از دیــــار

تو خودت پیمودی این راهِ دراز

اشکِ بارونت تو صحرایم نبـار

***

کوچه ات تاریکه هر مشب می بینم

اشکِ فانوست چرا رنگی نداشت

تو فضای شادیها پایت نبــــــود

گل عشقم رو زبونه هاش نکاشت

***

من و دیونه نکن با خندهــات

دلُ لرزوندی شدی جن و پری

ازت نیکی رو ندیدم ای غریب

تو چرا واسه دلم دردِ ســری

***

منو جشن زندگیت دعوت نکن

خودتُ خسته نکن من نمیام

دلمُ بیخود شکستی در حضور

نمیخوام تو رو ببینم نمیخوام

***

یادته دستمُ گرفتی توی بـــاغ

دلم مجنونت شده یادت میــاد

عیبه والله قلبِ تو بی راهه رفت

زندگی با عشقِ نازم نمی خواد

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 08/03/1392

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1941
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 09 خرداد 1392
.

 ساس البیت

وین الگال چلمه الما تکرهه الـــروح

او وینه الدگ مضیفه ابدار عدوانـــــه

او وینه الصاح حی اعلی الصلاه یا گوم

او وینه الیوم خل تتبرا جیرانــــــه

***

الهوا هب من شمال او فرّح الاشجـــار

المطرغسّل اورود او زهه البرّیـــــــه

الشمس زعلانه اجت و اتحرر البردان

لاذت بلفرار الضحی الشرجیـــــــه

***

اندگت ثایت الحگ و الغدر طردوه

ثعلب تلتجی للحیله والشــــرده

بعد میفید کذبات الضلام اهوای

بغی مطروح بالازمات من درده

***

ساس البیت مدگوگ ابرمل وابطین

ماتثبت یبن زیدان شبّاتــــــــه

بعد لتلوط بسّک و اذهب ابتفکیر

انسد  باب الستر و اتشلّع اثباته

***

ترکض ما تحسّب رخصت التعبان

شاب الراس و الذمّه اصبحت دینار

ما تلتم عمام امجرّحه و اخــباث

المشاخت فرّخن و السمچ صایر نار

***

اچندوب آنه اعلمک و استمع لی زین

العنید ایرید عصّا او خیزران او خـوف

لجل الخوه ما طخت زلم نســـــوان

هذول احفاد عگرب مندحس بلصوف

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 09/03/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2219
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 08 خرداد 1392
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران