مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

روزِ اول به تو گفتم ، همه چی یادت میاد؟

دردم و با خون نوشتم ، ندیدی، خیلی زیاد؟

 

به تو گفتم من همینم ، در کنارت می مونـم

من اسیر روزگارم ، توو دیارت مهمونـــــــم

 

 دلمُ با خنده هات  ، کاشتی تویِ گلدونــــت

وعده ها دادی عزیزم ، منتظرم توو ایونــــت

 

بارها خوندی دلم رو ، اومده دیدارِ تــــــــو

با چه سختی ها رسیده ، خسته شد از کارِ تو

 

برگشتم و عطرِ جدایی ، تار کرده آسمونـــــم

بارش اشک و غریبی ، مونسی گشته توو جونم

 

بارها داد زدم و تو ، آهِ فریادم شنیـــــدی

دل به دریاها سپردم ، مگه شادیمُ ندیدی

 

اومدی با صد بهونه ، خوندی از عشق و وفایم

با همون لبخندِ تلخت ، کشتی  دردِ لحظه هایم

 

در یه جایی زنده بودی ، نزد خویشانت اسیری

بی پناهی تو کشیدم ، من نباشم تو می میـــری

 

حالا که خاطره ها رو ، به فراموشی سپردی

نور مهتاب چشامُ  ، رو به خاموشی کشوندی

تو همونی که درونِ ، دردِ من آهی کشیدی

چی شده طناب عشقم ، ناگهانی تو بریــدی

 

ببینم می تونی با من ، توو سفر همراه باشـی

توو نشیب زندگیمون ، بی خطر در راه باشی

 

دیدی این دور و زمونه ، بی وفایی ها چو  باده

رسمِ عشق و عاشقی ها ، با جدایی ها زیـــاده

 

ای پرنده ی مهاجر ، پر زدی تویِ ترانـــــــه

اشک و غم هاتُ نریزی ، تویِ قلبم بی بهانه

 

توو این سکوتِ نیمه شب ، دل غرقِ اشک تو شده

غروب زرد آسمون ، زیور عشقِ تو  شــــــــــــــده

با اون همه قول و قرار ، حاضری با من بمونی

توو جشنِ آرزوی من ، سرودِ شادی بخونــی

 

بارها گفتی به من از عشقِ تو پشیمونــــــم

می تونی باور کنی ،یه عمری رو تو زندونم

 

اون پشیمونی عزیزم توو دلم جا نداره

مثِ تو ، توو زندگیم یرنگ زیبا نــداره

 

اگه دوسم نداری برو خدا به همراهت

منم خدایی دارمُ ، دلم پرید از نگاهـت

 

جاسم ثعلبی 31/03/1391

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1875
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 01 تیر 1391
.

تو یه ماهی ، تو یه خورشید در کنارِ دیده هامی

تو یه اشکی ، خیلی گرمی توو دیارِ خنده هامی

تو فروغی ، تو سپیدی ، تو طلوعِ مهربانی

تو غریبِ کوچه ی دل ، تو یه عطرِ شادمانی

سالها دل به تو بستم ، می دونی که من اسیرم

دور نشو از زندگیم ، می دونی بی تو می میرم

تو نمی تونی جدا شی ، من کتابِ سرنوشتت

تو که صد خاطره داری ، از سرابِ دردِ عشقت

ای ستاره ی وجودم ، آسمونی دیدمت

گردشت در دیده گانم ، بی صدا می خوندمت

هی نرو پیشم بمون ، می دونی که  دوست دارم

من تویِ عمرم ندیدم ، یه لحظه از تو بیزارم

 

جاسم ثعلبی ( حسّانی ) 29/03/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 3281
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 01 تیر 1391
.

 

 
به سفر رفتی کجا ، من و تنهایی ، خدا
با دلِ شکسته ام ، دلبرم رفتی ،  چرا
مگه اشکمُ ندیدی ، مگه حرفی تو شنیدی
بی خبر رفتی سفر باز ، چی شده ازم بریدی
پاسی از شب توو یادِ تو ، به فکرِ دیدار توام
 بیا به این زودیِ زود ، می دونی محتاجِ توام
می دونم دل نداری ، من و تنها میذاری
دل شکستن اینجوری ، کجا داره افتخاری
بی تو من در به درم ، به خدا منتظرم
دلم آزرده شده ، نگو که بی خبرم
دردم و تو خونده ای ، مشکلم تو بوده ای
چو سایه من دنبالتم ، تو قلبم و ربوده ای
نشون بی وفایت ، کجا اون وعده هایت
من و در غم سپردی ، اسیرِ خنده هایت
 
جاسم ثعلبی (حسّانی ) 29/03/1391
 
 


:: بازدید از این مطلب : 2355
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 31 خرداد 1391
.

 

شکستی باز یه قلبی رو ، با دردِ  نازِ  گفته هـــات

آتیش زدی یه عشقی رو ، با آه و سازِ خنده هات

 

فکر می کنی اسیرتم ، تنها و بی کار و کســـی

حرف دلت رو می زنی ، موندم توو این دلواپسی

 

همه حرفاتُ  شنیدم ، وقتی که یادم نبــــــودی

گفتی که دوست ندارم ، تو بمیراون توو حسودی

 

دوست نداری با من باشی ، چقد اینُ دیر فهمیدم

با یه کسی در هوسی ،چه دردی از تو کشیــــدم

 

برو دیگه نمی خوامت ، زندگی با تو حرومـــه

با دو دل وابسته ای ، عشق در کنارت چه شومه

 

رازِ دلت رو عزیزم ، کاشکی می گفتی به دلـم

یه دنیا بدبختی رو تو ، یکدفعه ریختی رو سرم

 

من موندم و صد خاطره ، ساده بودم توو مکرِ تو

جدایی با جون خریدم ، راحت شدم از فکرِ تــو

 

جاسم ثعلبی (حسّانی )  29/03/1391

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2232
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 30 خرداد 1391
.

 

تو سیاه پوش شدی ، درد تو رو من می دونـــــم

عمرِ من بی تو فنا شد ، در تبِ عشقت زندونــــم

 

تو مونده ای اسیر غم ، با اشک و آه و گریه هات

من و مقصر ندونی ، هنوز به یادِ خنـــــــده هات

 

ابر تو رو توو آسمون ، بارون زده رویای مـــــن

تنها تر از هر شب شده ، هر قصه از دنیایِ مــن

 

آغشته در خون شدی ، با من غریبی کــرده ای

بی خوابی ها تو کشیدی ، با من فریبی کرده ای

 

تویِ تاریکی بمون ، شبت ترانه نـــــــــــــداره

توو بغضِ زندگیِ تو ،از من بهانه  نــــــــــداره

 

چقد تو رو یاد دادم ، گوش نمی کـردی همیشـه

اگه تو دل جام می دادی ، این همه دوری نمیشه

 

بمون بکش درد و غمت ، با این همه آوارگی

دل سپردی به هر کجا ، برات کمه یه بردگی

 

جاسم ثعلبی ( حسّانی ) 27/03/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 2047
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 29 خرداد 1391
.

 

جانه عید البعثه یزهی ، بل بلد شاعت اخباره

الرسول الله تبارِک ، زیه یزهی ابکل منــــاره

الیوم یوم الله او رسوله ، الیوم عید المسلمـین

اترحب السید الرساله ، المصطفی الطاها الامین

الیوم منهاج السعاده ، الیوم طوفان الفـــــرح

الیوم مبتسمه اهلنه ، والتعب منها ســـــرح

نزل جبریل ابکرامه ، علی صدر الزاهدیــــن

نزّل الایه الشریفه ، بسم رب العابدیـــــــن

هله بهلال الموده ، او هله ابضیک یا فخـــر

جیت متعنّی البلدنه ، الشیعه بسمک تفتخر

انت خاتم لل رساله ، انت لل مسلم گعـــد

انت رایه ابکل کلافه ، انت لل عالم سعــــد

انت حب او یضوی نوره ، فی سماء المومنین

یا شمس یا جبل عالی ، یا گلب کلّک حنین

انت ابغار النبوه ، جالس او عابد سنیــــــن

ابیوم جاک الایه بیده ، قال اقرا یا معیــــــن

قلت یا سیدی امی ، انه ما قاری الکــــــتاب

قال اقراء بسم ربک ، یا نبی زیل السحــــاب

بسمیّت او گمت بسمه ، ربّک ابعزه او نظــــر

قلت اقراء بسم ربی ، الّی حفظنی امن الخطر

فتحت الالفیه فکرک ، ابقدرت الرب الرحیـم

فاحت اعطور الامامه ، ابنظرت الرب الکریم

انت بدر اینور ضیّه ، انت معمار العــــــرب

تفتخر بیک العروبه ، والعلِم بیک انتســــب

انت حامی الامه کلهه ، انت نیشان الســلام

انت ابو ابراهیم مهلاً انت میدان الکــــــلام

تفتخر کلهه ابجمالک ، المایعرفک ینتسـب

یا امیر الساده اسمک ، والیذکرک ینتحــب

ارجوا ابیوم النهایه ، احضر ابوادی الحزیــن

حبک ابگلبی مکانه ، یوم موتی انت المعین

معنی:

روز تابیدن بعثت ، ناگهان آمد دیــــــــار

همه جا تبریک گویان ، شادکامی در کنار

امروز شادی رسولش ، امروز عید مسلمین

همگی بیعت نمودند با مصطفی طاها امین

امروز روز شادمانی ، امروز جشن سروران

لب به شادی ها گشودند ، سالگردش مومنـان

با کرامت حضرت آمد ، آیت باری بــــود

آیه ای زیبا تلاوت ، در دلش جاری بــود

خوشا ای ماه محبت ، خوشا ای مرد دلیر

در دیارم سفر کرده ، ای محمد ای سفیر

تو که خاتم رسالت ، تو امیر هر مسلمـان

همچو پرچم در نبردی ، تو امین دین و قــرآن

تو یه عشقی نور زایی ، در بلاد مومنـــین

تو چو مهتابی درخشان ، در بیان ساجدین

تویی در غار نبوت ، عابد و دل بستــــه ای

روزی که فرشته گفته ، بخوان با دل خوانده ای

گفتی ای یار خدایم ، بی سوادی در کمین

گفت جبریل با محبّت ، بخوان ای مرد امین

با همان لبخند گفتی ، ای خدا شکرت چه زود

گفتی می خوانم به نامش ، از خطر دورم نمود

الفبا در ذهن تو ، ظاهر شده با یـــــاد او

عطر و بوی آن امامان ، خوانده فریـــاد او

تو یه ماهی نور تابی ، تو یه معمارِ عــرب

در دلستان جهانی ، افتخاری در نســــب

تو به سنگر عدالت حفظ کردی در نهـــان

در کلام و خلق و خویت ، بی مثالی در جهــان

ای جمال دیدگانی ، در نسب ریشه ربودی

از آدم و موسی کشیده ، دل به دیدارت نمودی

خواهشم روزِ نهایی ، یاورم شو در معـــــاد

عشق تو در دل که دارم ، شادمانم در جهاد

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 28/03/1391

  

 



:: بازدید از این مطلب : 5742
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 28 خرداد 1391
.

 

توو آسمون خنده هات ،یه ماهِ دلگیری شــــدم

وقتی دیدم مِهر لبات ، دیوونه زنجیری شـــــدم

 

همچو طلای خالصی ، توو دیده هام می خوندمت

دنیای من فقط تویی ، هر چی که بود می گفتمت

 

بوسیدم اون دست قَدر ، با رفتنِ خواستگاری

وقتی به کویت رسیدم ، راه ندادن در کنــاری

 

دیدی چقد وابسته ام ، به عشقِ بازِ گفته هات

توو پرده های زندگی ، دلبندِ ناز خنـــده هات

 

گفته بودی توو هر کجا ، دلم کنارت اسیـــــره

از من گذشتی بی خبر ، دل توو دیارت می میره

 

تو رفتی و من رفته ام ، توو مسیرِ بی وفـــــــایی

از توو دلم بی خبری ، بعدِ یه عمری جـــــــدایی

 

مگه میشه توو غصه هات ، یه آهِ داغ و سرکشی

جدایی رو با ابروهات ، چه صادقانه می کشـــــی

 

جاسم ثعلبی (حسّانی ) 27/03/1391

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2068
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 27 خرداد 1391
.

 

 

همهجا غرق به عشق ، همه جا چو بوته زار

همه شادند در طرب ، همه یک رنگ و نگار

آسمون صاف دل ، در کوچه ها تب کشیده

همه مهمون خدا ، از بی خدا دل بریـــــده

وای از این درد پوشیده به یار

وای از این عهد تابیـده به دار

گل بهبهونی را بهتر نـــــدید

ابر باران زای هر عاشــق تبار

خوشگلی و چون بهشته

زیبا و دل نشســــــــته

حرف دلش یکی بـــود

در دل من نوشــــــــته

از بید بلند خریــــــده

قلبی به دل کشـــــیده

چو بید سبز و خـــــرم

چو کوهش سر کشیده

 

جاسم ثعلبی ( حسّانی )  16/03/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 2086
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : جمعه 26 خرداد 1391
.

 

انتم الحب و العقیده انتم اشبال الرسول

انتم الایه الشریفه من نبع مای البتــول

من علی شیّد ارکانه الدین ثبّت قامــــته

و الحسین اروه العطاشه ابدمه فاحت دمعته

الصادق الدرّس علومه او طالب الحق بالعتب

و الرضا البازق جماله ابمشهد اعلومه انکتب

وصلت الهادی الرساله طوّر النور ابســـهر

حکم امیه زال عنه المعتصم برضّه انفـطر

ایرید یحکم لا عداله لا صدگ لا اختیار

و ابوجود الهادی یخسر لو ظلم بهل الدیار

حربه عند اهل الضلاله القتل و السم غایــته

یحرگ الیابس و الاخضر کلهه بل طف شافته

الهادی سجنوه بل معسکر لجل دینه و صحبته

حکم فی درب الامامه احبابه بل دم طلبـــته

ابد ما طخ راس لحد بس الی ربّه الکریــــم

ابدرب جدّه سار و امسی ما تصادق وی لئیم

الیمه نجمه و ابسمانه انرحب ابشوق او سرور

بل گلب حبهم لوانه نعتنی لیهم نـــــزور

یلی فیکم عطّرانه الدین شد اجناحه منکم

انتم ابساس العقیده و الفکر مفتاحه عدکم

اصل ثابت من کرمکم یا نقی یا مومنین

و الزهور ابفرح حبکم رحبّت للمسلمین

انتم الجنه مقرکم و انتم احفاد المرتضی

من نبی ادم نسبکم انتم اولاد المصطفی

بل گلب حبکم کتبته بایعتکم بل ولایــه

المهدی الطاف ابعزمکم انتم بیرق للهدایه

ما تهنه الصار ضدکم لادنیه او آخـــره

مات موته عنجهیه ابنار ظلمه او متجره

انتو مفتاح السعاده و النصر و الاقتدار

انتو اولاد آل طاها و الفخر والافتــخار

سلّمت روحی ابضچرکم من ضغر وآنه احبکم

ما لگیت ابطن گلبی قطره من دمی تذمکــم

معنی:

امامت رکن دین ما ، شما نورید از خاتم

نشان از فاطمه دارید ، شما آبید از زمزم

از علی ثابت قدم شد ، دینِ ما در قدرتــش

با حسین تشنه ی لب پر خون کرده جنتش

آنکه در علم و تعلّم ، یاد داده دشمنان

مرقدِ شادِ مطهر ، دیده ها در دل نشان

درب خوشبختی به هادی چون رسد با افتخار

آل امیه مزمحل و معتصم پوشیده عــــــــار

پادشاهی کرده ظالم ، از صداقت دور بود

با نقی دشمنی کرده ، از بلاغت دور بـود

لذّتی دارند همانا ، ظلم و خونخواهی ستم

ریشه کندن از امامت ، کشته در زندان غم

هادی دربندِ طنابِ دار ، رفته چون امـــیر

از خدا آمد نصیبش ، دوستان خواندند دلیر

طمع در حکم نهایی را ندارند این امـــام

سنّت جدّش همان است ، سروری با احترام

چون ستاره نورزا ، در آسمانم شد پدیــد

در درون دل نهادم ، قصر عشقم رو خرید

سایه هایِ هر امامی ، بالِ ما در زندگی

ای کلیدِ هر صراطی ، مشعل درماندگی

اصل ثابت در عقیده ، خوانده ام ای مومنین

چون گل ریحانه هستید ، در مشام مسلمین

ای امیران بهشتی ، ای وزیران علـــــی

نسب از آدم نمودید ، با پیامبر همدلــــی

عشق زیبایی نوشتم ، توو دلــم در آن ولایت

حضرتِ مهدی چو آمد با پرچمِ عدل و هدایت

می کُشد بدبختی ها را ، هر که با دشمنی آمد

با امامان در خلافت ، مردنش با سختی آمــــد

شما دربان سعادت ، قدرت و پیروزی را

شما فرزندانِ طاها مشـــعل بهروزی را

از بچگی دوستتان دارم ، چه کنم عشقم مضاف

در درونِ دل ندیدم ، قطره خونی در خــــلاف

 

 جاسم ثعلبی از اهواز  24/03/1391

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1913
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 25 خرداد 1391
.

 

 

شهید سامراء تویی ، خورشید و رمز رهــــبری

 

در علم و صدق وغربتت ، پوشیدی قلب دلبری

 

 

مهر امامت خوانده ای ،  بهر دیار آشـــــــــــنا

 

کوبیدی هر ظلم وستم ، با آیت دین خـــــــــــدا

 

 

دلها منور گشته از ، دریای علم و گفته هـــــــات

 

ای مهربان زیور نما  ، مهر خروشان خنـده هات

 

 

در ظلمت دوران تو ، دنیا چه ظلمی داشــــــــته

 

دلبند تخت و گوهر است ، با صد بیان افراشتــه

 

 

آن هادی مهدی تویی ، در حبس حکام زمان

 

در غربتی ماندی به غم ، اسیر بند مشرکان

 

 

عمری گذر کردی ولی ، هر گز نرفتی از وجود

 

بارون زده بر دیده گان ، بر واژگـــان دل فرود

 

 

تو در امامت محوری ، همچون نمازم زنده ای

 

در انتظار مهدیت ،  ورد دعایم خوانـــــده ای

 

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 24/03/1391

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2672
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 24 خرداد 1391
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران