باز هم تنور دل، آتشش بالا کشید
باز هم اشک فراق ، قطره اش دریا کشید
باز هم بوی غذا ، همان آش و همان کاسه
باز هم گودی رود ، پوشیده گِل و ماسه
آه دل ناله زده ، قصه اش شیون شده
راه عشق و زندگی ، ضربه اش هاون شده
کوفت نیکو بد چنان ، خُرد کرده شادمان
یاد رفته خاطرات ، تُرد کرده یادمان
باز هم تنور دل ، ذوب کرده گفته ها
باز هم سر تاج گُل ، چوب کرده ساقه ها
یاوری هر گز نبود ، دلبری گفت و شنود
پاک کن از صحنه ها ، نیکی و لطفت ربود
راستگویی شد کمین ، یار مکارت ببین
ساده باشی یافتند ، سکه و کاخ و زمین
جاسم ثعلبی (حسّانی) 25/12/1390
:: بازدید از این مطلب : 2007
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0