مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

یکی را در دلم میبینم

وجودش احساس مس کنم

برایش قصه می خوانم

او را نوازش می کنم

ساکت و محزون

نه چهره ام می نگرد

و گوش میکند

خیلی از شبها تنهاییم را شکسته

وبا من راز ونیاز عشق خونده

اشاره می داد و میفهمیدم

ناگهان غبار گردباد حسودان

به درون حجله ی دلم

از هر سو رسوخ کرده

او را با خود بروند

و جایش در دلم تهی

چه کنم از تنهایی

چه کنم از دوری

چه نامه هایی را خیس کردم

چه ناله هایی را تعبیر

می شود دوبار باز گردد

قفس دلم باز است

ای پرنده ی خوش آوا

پرواز کن

بیا

برگرد

اینجا سرزمین غمهای پایان نیافته

در همین سبز ه زارها

منتظر رجوعت

همه گلها و پرنده ها و همه و همه

فقط نگو

که مرا از دفتر خاطراتت محو کن

چون تحمل کندن نامت

از درخت وجودم

خیلی سخت است و ناباورانه

پس بیا سالهای سال منتظرم

 

جاسم ثعلبی  20/09/1390

 

 




:: بازدید از این مطلب : 2871
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 29 دی 1390
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران