مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

دوبیتی آب زمزم

 

کلامم کهکشانی تابناک است

 

شبیهِ آب زمزم پاک پاک است

 

ریا هر گز ، جفا هر گز ، ولی چون

 

صدف ، مرجان، دریا زیر خاک است

 

***

 

دلم در عشقِ دلالان گرفتار

 

چه خوشباور به دردی گشته بیمار

 

خدایا عاقبت جویایم امروز

 

به خیر اندیش کن حرفِ پرستار

 

***

 

دلم چون رودِ پر آبی روان شد

 

تو صحرای غمم آتشفشان گشت

 

گمان بلعید در خود خاک و خاشاک

 

وجودم در جهان همچون سنان گشت

 

***

 

چش و ابرو سفیرِ آشنایی

 

سلاحی گرم بهر دل گشایی

 

چرا افتاده ام در شک و تردید

 

دلم می نالد از دردِ جدایی

 

***

 

زر وزیور طمع نادانی می کرد

 

ستم تزویر و شر زندانی می کرد

 

به علم و دانش و عقلِ خردمند

 

ستمگر در جهان ویرانی می کرد

 

***

 

دلم از عشقِ هر مجنونی سیر است

 

چو می خواهد امیری یا وزیر است

 

فقط دیوانه با دیوانه مسرور

 

ولی حاکم به حکمش دلپذیر است

 

***

 

تو با من یا عزیزانم حسودی

 

به زندان رفتنِ انسان چه سودی

 

نمی دانی که مخلوقِ خدایند

 

برای خود هزار دشمن نمودی

 

***

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 30/10/1398

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 15
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 30 دی 1398
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟