مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

دوبیتی هجر یار

دلم از هجر دلداری گرفتار

شب وروزش کشیده درد بیمار

چرا مایوس گشتم از وصالش

سر و جانم به یادش سست و غمخوار

***

دلم راز حقایق را شنیده

تمام عمر در ذلت کشیده

خدایا خسته ام از درد و زاری

چرا یک روز شادی را ندیده

***

دلم در عشق بدنامی گرفتار

نه دنیا رو نما کرده نه دلدار

چو قایق مانده ام در ساحل غم

ندیدم موج دریایی وفادار

***

دلم در کلبه ی خود دردش افروخت

نمی داند ولی آن بی غرض سوخت

طبیبش گفت صد در صد بمیر است

ولی با آه و ناله سینه ام دوخت

***

دلم سنگ صبور غم پرستان

کلاف درد پیچیده تو زندان

چقدر صحنه چقدر محنت چقدر درد

گمان آلوده کرده بی گناهان

***

دلم با رنج و زاری سازگار است

غم و غصّه تو قلبم ماندگار است

نه شادی دیده ام جانا نه فریاد

گلم در حسرت بوی بهار است

***

در این دنیا لبم از خنده بسته

پل عشقم زناداری شکسته

خیال روح خوشبختی تو گور است

که گویی منکر و نکره نشسته

***

دلم در آتش و جانم پر از دود

پیام دلربایی دردش افزود

جهنم گشته قلبم از جدایی

نه دریا جای خاموشی نه صد رود

***

دلم محراب تهمتهای خویش است

زبانم قاصر از ایذای کیش است

عمل به خالق دانا سپردم

نمی لغزد زفعل پس و پیش است

***

یکی با یک برابر نیست انگار

عدالت پیشگان مخدوشه سرکار

یکی بی نان و بی مسکن تهیدست

یکی لذت پسند گوشت مردار

***

یکی را با یکی سازش ندارد

عدالت با تهی نازش ندارد

بمیر از درد خود در حجله ی بخت

چرا چون برده را فازش ندارد

***

کلام حق کلید رستگاری

لطیف و مونس هر خوشگواری

نه خوف از موبدان باشد نه ترسی

طلای کوه بارت ماندگاری

***

جاسم ثعلبی (حسانی) 23/01/1394

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1882
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 23 فروردین 1394
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران