مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

 

مومیایی شده

 

روحم !

با سرابِ تنهایی

ظهرِ کویری

ته جاده ها

بنگر!

ببین!

در انتظارِ غصه هاست

ولی درد

درد درون دلم مسکن گرفته.

***

اتاق تاریکه

وبرق قطع

کلید پنکه روشن

شمع افروختم

ناگهان!

برق که آمد

به بچه ها گفتم:

پنکه رو خاموش کنین

شمع داره خاموش میشه!

***

آبراهِ دلم بسته

باران تندی بارید

سیلاب راه افتاد

آب پشت سدها جمع شد

سد منفجر شد

و باران بند آمد

مثل اینکه

برای غرق شدنم نقشه کشیدند.

***

حاکمی ستمگر

به دنبال عادل می گشت

دور شهری حصار  بر پا کرد

و عابران را شلاق می زد

عادلی پیدا شد

به حاکم گفت :

تعداد شلاق زن ها را زیاد کنید

چون دیر سر کار می رسیم.

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 23/06/1391

 




:: بازدید از این مطلب : 2856
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 25 شهریور 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران