مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

با این نفس های جدایی قلبم آگاه

عبرت گرفتم از زبانِ دلفریبــــت

هر گز نبوده آرزو دوری و اوهــام

مست قسم گشتم و ایمای نصیبت

***

گر آسمان سنگ نهد مشتِ بزرگـی

 روی تمام خانه ها باریده بـــــاران

اصلا نمی گویم یکی شانص تو را بود

یا دشمنی می کردی با قلبِ پریشان

***

خیلی عجیب است این کلام بی مروت

داغون شد قصر دلم مشکل خریــدن

وقتی که گفتی مکر تو با روی بــرّان

دست و عصای پیریم از تو بریــدن

***

آخر بدی کردی به حق داد خواهـــم

پیمانه بودم در غذای با نمــــــک را

خوردی ولذت ها کشیدی از تب من

شبهای تنهایی کشیدم در فلــک را

***

باشد دو روزی می رسد آهت به نرمی

بار دیگر اشک تو را شل می نگـــارم

در آسمان خورشید بودی لیکن امروز

فانوس دود آلود شبهای بهــــــارم

***

حاشا به حرف ابلهان گوشت کری داشـت

مطلوب دینار تو بوده خاطراتـــــــــــش

گر می کشی دست کمک دارت زدن زود

بر روی موج غصه های آب و آتـــــش

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 06/10/1392

 




:: بازدید از این مطلب : 1940
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 12 دی 1392
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران