مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

در اواسط شب

در تنهایی دلم

خواب نرفته تک مرکب شکسته ام

در سراغت

گرفته لحظاتی افکار

دلم جسته است به سقف نگریستی

با جسم کوچک و دل بزرگت

می دانی از کوچ پرستو ها؟

فهمیده ای دار شدن عروسکت را؟

جدایی خوشه های گندم زارت؟

همه در خواب خیالت بیدار

و تصاویرش متحرک در دیوار

بارها پارگی های دلمان را با نگاهت دوختی

و بارها آب رود را به دریا رساندی

می دانم دلت مثل ذغال سوخته

و مثل دانه های انار اندوخته

از دلبری که روز گار تلخ را دار زده

ومترسک پیر عجوزه را

سر در گم کرده

اثری از دلبرت نیست

نفرت بر میله های زندانت

الان حس کردم

در زندان ابو غریب عشق

در سلول تنهایی و نادانی زندانبان

در زمین شوره زار و بی آب

پا برهنه در حرکتی

چشم به تصاویر گذشته ات دوختم

و در دوریت سوختم

دلم بی آرامش

 

جاسم ثعلبی تهران  صحن امام خمینی ره 20/10/1390

 




:: بازدید از این مطلب : 2747
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 28 دی 1390
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران