مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

قول دادم بیام در جشن و ســرور

خرقه می مالم به اشکِ قهر تــو

ای غزال تیز رو من و ببخــــش

عذر خواهی می کنم از شهر تــو

***

گفته بودم پا پیاده در مســـیر

گر چه ماشینی نباشد می روم

آسمون بازم بشه  آتشفشـــان

روی ذوبِ پر گدازه مـی دوم

***

گفته بودم جشن تو راس الامور

قول دادم فرصت دیدن رواست

لیک با اون خود فریبی های تو

نمیام پیشت اگر بر تن دواست

***

یافتم زنجیر درد فتنــــــــه ها

ضربه ای زد بر دلم کبود شــده

با صدای غرشِ آژیر غـــــــم

رنگِ عشقم تو دلت نابود شـده

***

بارها تو رو با چــــــرخِ روزگار

با ظرافت آزمایش کـــــرده ام

فک کنم جایِ دیگه دل داده ای

در طنینِ این نمایش خـونده ام

***

تو یه خورشید پر نور و بی رقیب

من یه ماهم به تو هم وابستـه ام

اگر نورِ عشقِ تو مسـت و فریب

در درخششم شبا شکستـــه ام

***

می دونم اگر نیام تــــــــو زنده ای

مردنت روزی که جان دادم دگـــر

ظاهرت جانا که خیلی بـــــی خیال

باطنت که چشم و دل دوختی به در

***

نمیام به شهر تو بازم میگـــــم

درک کن این مشکلِ سنگینِ من

چقد گل تو باغچمون شکوفه زد

شاهدش فرشته ی غمگین مـن

***

با تو هستم تا ابد مهرت بــــه دل

عاشقم از دور می بوســــم لبــات

حسِ عشق و عاشقی داری گلـــم

بی خبر بپرس از اون اشکِ چشات

***

جاسم ثعلبی (حسّانی)

06/06/1391

 




:: بازدید از این مطلب : 2017
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 05 شهریور 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران