مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

تو سفرهای دور ، از من بریدی ای چراغِ ســـــــحر

تو سجودِ دعام ، از دل پریدی ای نمادِ ظــــــــــفر

خسته ام از جفا ، تو زندگانی قلبِ من نا امیــــــــد

آتیشم زدی تو ، با حسِ سردت جون و دل در خـطر

***

می گفتی چرا ، تقدیر از خدا

ازدلت بپرس ، تو شدی جدا

***

بی وفایی چرا ، آسوده کردی دشمنانم چــه زود

می دونی همیشه ، تو کوله بارم غمزه ای از حسود

بی خبر نشستی ، روی مزارم خنده رو گل بچـین

تو شکستی دلم ، با هر کلامت حرفِ شادی نبود

***

می گفتی چرا ، تقدیر از خدا

ازدلت بپرس ، تو شدی جدا

***

دونه دونه کشید ، حسابِ عشقت از دلم بی صدا

ورد و ذکرم خرید ، عتابِ دردت سحری با ندا

روی قلبم نوشت ، دیونه ام تو کوی غم ماندگـار

آه و ناله پرید ، سر زبونم خسته ام ای خــــدا

***

می گفتی چرا ، آهنگت عـــزا

ازدلت بپرس ، خیلی بی وفــا

***

سرِ راهِ خطر ، تو جنگلای سبزه زار شمـــــــال

زردکِ قشنگم ، تو کوچه های عشقِ داغِ بـــلال

می دونی بچه ای ، آبِ نباتت شورِ بختت خرید

عاقبت چشیدی ، مزه ی تلخِ آبِ چــــاهِ زلال

***

می گفتی چرا ، تو شدی جـدا

ازدلت بپرس ، خیلی بی وفــا

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 31/01/1392

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1908
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 29 فروردین 1392
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟