مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

نه دل بستم نه دل کندم

لبم بوسیده لبخنـــــدم

نسیم عاشقی دیــــــدم

به خندیدن هوس کردم

***

خدیا خستــــــه از دردم

تنم لرزیده چون سردم

نه تابستان نه پاییــــزم

لبم پر سوز و می گردم

***

دلم می بارد اشک از دیدگانـش

زهجران زخم شد چشم و زبانش

زمانه پندها داده نیاموخــــــــت

شب و روزش به یاد مردگانش

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 21/12/1392



:: بازدید از این مطلب : 3084
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 21 اسفند 1392
.

 

یا امامی

حبّک امیسّر کلامی

انت اسوه و انت سالفتی او مقامی

الدنیا عبره او کلهه مره انت ناطق کالمحامی

لو تخون الناس کلهه روحی فدوه گلبی یرسل لک سلامی

شع بدرکم

الدنیا ممنونه النصرکم

بالشداید غسّل الا مه  مطرکم

اللیل واعی ما یداعی  ما ینام الا ابذکرکم

و القمر ینشر سعاده زال طوفان الظلام او گلبه عدکم

المهدی وینه

ننتظر جیته الحنینه

علی طرد الکفر کلنه اتحزّمینه

اباید وحده کلنه باسم الدین و الحق سیّرینه

احسین مقطوع الورید ابکربلا للشام لیش اماسر ینه

قالب الهرم ابداع جدید من :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 20/12/1392

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1902
|
امتیاز مطلب : 733
|
تعداد امتیازدهندگان : 200
|
مجموع امتیاز : 200
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 20 اسفند 1392
.

 

دلم بی تاب و داغونه

با این حالش نه لیلی شد نه مجنونه

گلی بی جان تو این حرمان عذاب من همین خونه

ستم هر گز به نامردی و دلسردی  تو شهر دل نمی مونه

چرا حسرت شده نفرت بده فرصت در این محنت بگو از من دلت خونه

منم تنها

تو شهر مرده ها رویا

فدای موج پر آشوب این دریا

تنم فریاد نفس ها باد و دیوانه شدم یارا

تاسف زهر تلخی داشت صبرم کاشت دلبندم تویی مارا

چو کوه درد

آتش زد دلم از لحظه های سرد

جولانگاه اسبانت و سم ها درد سر آورد

تو غول خاطرات غم در این ماتم نمی خوامت برو برگرد

تویی آهم تویی سوزم تویی آن فال بد روزم نمی سوزم زنی یا مرد

ابداعی جدید از :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 18/12/1392



:: بازدید از این مطلب : 2209
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 20 اسفند 1392
.

 

عذبت الگلب والروح و افراگک یسلینــــــی

عرس عندی اذا جفّیت او دم عینک یحنینی

***

ما اریدک تجی کل یوم تدک و الجرس اذّانی

نار انت او شویت الروح گلبی ابضیمه بچانی

***

السانی گطعیته اوتار ترید اعدامی کل لیله

ما عندک عداله اویای حبک هذا تحلیــــله

***

قول اشما ترید اتقول ابظهری اثر ضرباتک

ما عندک رحم ویای کذب متمنی ضحکاتک

***

انت امکیف او فرحان و آنه السوط ذابحنی

ساهر بالعشق و اتجول و ابسیفک تحاربنی

***

کلنه یا دهر اخوان ابونا و امنه هالطینه

و التقوی حساب الروح و القرآن حامینه

***

معنی:

با این حرفای تلخ تو چشام بد جوری خوشحالن

شب و رورم عروسی بود یه لحظه هم نمی نالن

***

نزن زنگ دلم هر روز صدات در خونه می خونه

تو طبعت آتشی پر درد نگو قلبم نمی دونه

***

زبونم بسته چوب دار اگر لرزیده می میرم

عدالت در جهانت کور از این دلواپسی سیرم

***

بگو هر چه دلت می خواد دهانم بسته شلاقت

دلت بی رحمه با گل ها نمی مونم تو این باغت

***

تو خاطر خواه شادابی و من در بند زنجیرت

زبانت می سراید عشق  تنم پوشیده نخجیرت

***

همه از آدم و حوا همه فرزنده آیینیـــــم

به جز تقوای انسانی تفاوت ها نمی بینیم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 18/12/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2072
|
امتیاز مطلب : 276
|
تعداد امتیازدهندگان : 59
|
مجموع امتیاز : 59
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 18 اسفند 1392
.

 

لیش اتقطّع ایدی و آنه الک سیف

تضرب بیه کل من حز وریدک

اقل لک آنه اخیک اتهده ویای

نسیت العشره ما چنّی عضیدک

***

تتحسد العیشه او قلبی دیوان

خطّار الیجینی ایمن علیــــــــــــــه

و انت اتلوم قلبی او قلبک احزاب

وحق رب العرش کلــــک اذیّه

***

تضکنی اعلی الخطا او متحزم احزام

ترید الروح تحثـــــــــر بالطلا  یب

تتکنه او تهز بیدک یمیشوم

من شرّک لفت کل هل مصایب

***

حسبت احساب ابوی او ترضی برضای

کنت نایم او هسّه گعدتـــــــــنی

الحساده اویاک وصلت لعد بلعوم

الله اویاک جفی یالخنتنــــــــــی

***

کرهتک من صدق ما اکذب اعلیک

عدو صایر علی وقت الشداید

حسافه اعلیک طمعة غرب یا خوی

ضغّطت اعلی الگلب صدقنی زاید

***

کنت ما عرف اقولن انت عربید

الف گرصه لفتنی من لسانک

تتظاهر اخی وانت اکبر اعدای

ضمیته ابطن حقدک حنانک

***

قول اشما ترید اتقول و اتقول

متحیل علی کل عمرک ازماط

دگ اعلی الصدر هذا آنه جسّام

صرت لک بالشداید شاشه و اگماط

***

یوزّک کل غبی او ما عنده تدبیر

تهد و اتهوس او تحشد جنودک

طبیبی مات ماخد حلمه ویاه

تعدیت ابمجامع کل حدودک

***

بعد ما اریدک او لا اگعد اویاک

تروح او داعت الله بالک اتعود

تحملت الفراغ ابسهرة اللیل

دفن جثتی الگبر بلجوره موجود

***

معنی:

ندیدی قلبِ من با تو یکی بود

برادر جان چرا دستم بریدی

صدا کردم نزن آرام تر باش

فراموشت شده عشقم ندیدی

***

همیشه کلبه ام میهمان تر داشت

حسادت کردی بی جا روزگارم

ملامت شد چراغت روز روشن

خداوندم قسم یادت بهارم

***

خودت خواندی دلم شب های تاریک

تو بد رفتی خطا کارم شمردی

چرا می خندی روزی که دلم گیر

مصیبت گاهی در قلبم سپردی

***

برادر چون پدر مهرش فراوان

دلم خواب است و دادت کرده بیدار

حسادت تا گلو جوشیده از تو

خیانت در رخم کوبیده هر بار

***

برو هر گز نیا دنیای دل کور

تو دشمن شاد کردی خاطراتم

به دنبال غریبه گشتی پرواز

اگر یادت گنم  جوشیده ذاتم

***

دلت چون مار کبری نیش تر داشت

هزاران زخم دیدم از زبانت

تظاهر می کنی دلبند و شاداب

ستم چون کوه خفته در دهانت

***

بگو هر چه دلت خواهد بگو زود

چرا پر حیله کردی مکر و فریاد

بزن بر سینه جاسم زنده از درد

تو سختی های تو چون کوه بی داد

***

بمان دیوانه در کوی غریبان

بچش درد غریبی با جدایی

طبیبم پیر با علمش فنا شد

خدا یار دلم شد بی صدایی

***

نمی خواهم ببینم سایه ات را

خدا یارت برو میحانه دردم

تحمّل کرده چشمم ریزشِ اشک

به همسایه سپردم جسم سردم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 17/12/1392

 

 



:: بازدید از این مطلب : 3032
|
امتیاز مطلب : 50
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 17 اسفند 1392
.

 

دلم تنگ است

و هر سازی که می نازی بد آهنگ است

که شاید دیدبان آسمان هر جا بدین رنگ است

تو می باری تگرگ از خاطراتت سخت  چون سنگ است

در آغوشت پر از لرزه و جنجالی و بیماری شبیه جبهه و جنگ است

دلم سنگر

درون خاطرات زشت خود بنگر

شهیق عشق پوشالی و مرجانی مزن دلبر

بکش تا قصّه می گوید طنین دیدها در محفل  محشر

نگارنده برازنده  و دل زنده هویدا گشته تیرت در فلک ابتر

تو زیبایی

درون قاب عکس دل تو دریایی

به کامت زنده ماندم ای سفیر و اهل شیدایی

به نیکی یاد کن دردم هوس سردم به دیدارم نمی آیی

دلم گرم است و می سوزد از این آهای شبگیرم تو سرمایی

دلم بیدار

زدردت سال ها غمخوار

شدم قربان و همخوانم در ودیوار

نگو بشمار رفیق نیمه راهی تو سکوتم عار

صدای غرّش مسکین بی خانه تو ماذانه فقط آوار

بیا ای یار همدردم

تو سرمای کلامت خسته و سردم

مرا آغوش کن این بار دلم تنها و دلتنگم

چو پاهای شتر سنگین مرا  کوبیدی بر سنگم

صدا کردم کمک خواهی به سختی خواندی آهنگم

ستم بارید

چو دریا موج غم غرّید

به قلب کودکان پیران نمت بارید

تویی چون غار مشعل دار نفس ها را همی بلعید

اذان دلگشایی را تو این سرما و این گرما درون لحظه ها تابید

خدا داند

ستمگر ها نمی مانند

بهشتی نام خون آشام نمی خوانند

تو دنیا باعث  بیماری و زشتی هدف خالند

دل سنگ و گل بی رنگ و چشم تند و بی جانند

به خود بنگر

شدی یک کشتی در دریای بی لنگر

از این مین های نابودی و دلدوده زدم سنگر

خدایا دور کن از دشت از بستان آن غول های درد آور

زمان موج بی همتا و گل ها پرپر و آوا تو این بلوا خودت داور

گل ولاله

تو شهر عاشقان باریده چون ژاله

گلستان همه رنگارنگ به صد فریاد و صد ناله

برو ای غول درد آور نیا هر گز زمینت شور و پر چاله

گل صدها شقایق خون دل خوردند و ماهی ها تو دریا بی سر و باله

قالب هرم ابداعی جدید از :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 07/12/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 1990
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 17 اسفند 1392
.

 

علی یارت

شده قلبم گرفتارت

قشنگی تو خدا قطعا نگه دارت

تو بد قولی  دلم خون شد از این کارت

شب و روزم و تنهایی دلم سر شد تو رنگ و روی دیدارت

تو نامردی

تو رفتی بر نمی گردی

تو تابستان سر سختی چقدر سردی

زدی نیزه به قلب تر خودت بنگر دلم خون شد عجب دردی

تو این آتشکده بی جا و هر روزم تگرگ از آسمان بارید و گلها چید. کم آوردی

نمی دانم

شدی چون غصّه مهمانم

در این وحشت کده امشب دلم تنگ است نمی خوانم

ترانه در سکوت غم هوس کرده رضای توو هم غم دیدسرود عشق دیوانم

تو سختی ها مَثَل گردید و الگو شد ببین ای بی وفا قلبم  شبیه  سنگ می مانم

ابداعی جدید در قالب هرم از :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 13/12/1392



:: بازدید از این مطلب : 2649
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 15 اسفند 1392
.

 

یموت الحید والبیه رحمه للناس

او یظل تاج الظلم ساکن بالگلوب

یفوز البیه رده و امعذّب الدار

او یقادر کل محب دربه او یه محبوب

***

الاعمال السبب و اطباعک العار

تهمیت الزمان ابهالقضیه

انت الفردشیت الخوّه للغیر

الک مکتوب من عندی وصیّه

***

تعال الیوم ابشّرک و امحی الذنوب

جوز امن الظلم زید ابحنانک

الجنه کل عربها ساده و اکرام

تمرحب فیها و اتهنه ابمکانک

***

قلت لک لا تظن حی تبغی بالدار

یجی یوم العصاء تتوکه فیها

ذلیل اتصیر مثل الماله خوان

احسابک بالدنیا او مر علیها

***

اخذ عبره من قبلک ظلمت اهوای

یزید الگطّع الروس او سباها

شهود ابکربلاء اسّرها بالسیف

ظاعت جثّته او محد لگاها

***

الدنیا مدرسه حب و انت محبوب

اذا ذمّیت واحد تظهر الاف

عاجل هالخبر و اتهنه بالظیف

زیّن صورتک بالحق والاوصاف

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 14/12/1392

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2197
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 14 اسفند 1392
.

 

  خلاف رسمم عاشقی هـــــر روز

از رنگِ عشقِ تو گرفـــــــــتارم

نمی پسندم حرف نــــــــازت رو

درون سینه ام فقط یه دل دارم

***

گمان نکن حرف غریبی بــــــــــود

اون یه دل بیــــــــچاره ام دادم

فقط خدا تو قلب من جــا داشت

از عشق و عاشقی ترسیده فریادم

***

غزل نخوان وقت نماز شب

اصرار نکن دیگه دلم پیره

مهر نمازم اثرش معلـــــــوم

از برد و باخت عاشقی سیره

***

از دید عقلم چشم و دل میگفت

چرا گلت  وارونه میبینـــــــــم

حسی ندارم از لبــــــای سرخ

جای نمازم عشق و آیینـــــــم

***

پلک نزن اشک چشـــــات بارون

خدا کنه حرف دلم بی جـا ست

داغون شده راه و وصـــــال ما

دیر اومدی در بین ما دریاست

***

جاسم ثعلبی (حسانی) 30/11/92

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1995
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 14 اسفند 1392
.

نوع جدیدی از قالب شعر عربی و فارسی به نام (شعرهرمی) ابداع جاسم ثعلبی (حسّانی)

بسم الله الرحمن الرحیم

از خواهران و برادران شاعر جهت خواندن این توضیحات در مورد نوع جدیدی از قالب شعر به نام (هرم) که چند سالی است که بنده در حال تعریف آن هستم دعوت می نمایم در صورت وجود ابهامات در آینده دوستان را مطلع خواهم. مرا از نظرات خودتان بهره مند نمایید  متشکرم.

قالب شعر (هرم) از نوع کلاسیک  و همشکل ساختمان هرم می باشد . همانطور که هرم از تعدادی طبقات درست شده شعر هرم هم از تعدادی مصراع تشکیل می شود .

از مصراع قاعده تحتانی هرم تا بالاترین طبقه یا مصرع نخست می باشد . با این اختلاف که شاعر از مصرع بالایی شروع می کند و به قاعده اش برسد منظور از قاعده مصرع تحتانی هست.

شعر (هرم) می تواند از 5 مصراع تا بی نهایت باشد بستگی به توانایی و تکمیل موضوع شاعر هست.

هر هرم شعر که از تعدادی مصرع درست می شود با یک قافیه ختم می شود و شعری که یک هرم دارد یکهرمی  می گویند مثل این شعر یک هرمی که به زبان  عربی نوشتم .

ما اجیت ( قالب الشعر هرم  واحد ابداع جدید من الشاعرجاسم ثعلبی (حسّانی))

ما اجیت

تذکر ابیوم الدویت

گلبک الدوانی و ابناری اشتویت

عذبتنی او مرمرتنی او سودنتنی او ما شچیت

قل لی یابه ابهل مهانه و الکراهه اشثمـــرة و اشحصلیت

صگد تکرهنی یظالم من بعید ابنار هجرک وسط قلبی هدفیت

اسئل العین المربیه قول للدمعه الحزینه صدقی لیلچ ما غفیت اتمرمریت

اتقبّل  ابرحلت حیاتی او ذکریاتی  وابسحینی النار تلهب بالگبر شب و  انچویت

روح ما اریدن اشوفک چنت شمس او تضوی عینی جبل من عارک حملته عذبت و اتعذبیت

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/11/1392

در شعر دو هرمی شاعر هم می تواند قافیه ی قبلی را  ادامه دهد و هم می تواند تغییر قافیه دهد.

در شعر بعدی که به زبان فارسی سروده ام شعر دو هرمی هست .

شعر در قالب هرم (عربی و فارسی) (دو هرم)

من می روم *

منقار تو کنده پرم /

آتش زدی  مویِ  سرم /

تو شهرِبی وفایی شاید مسکنم /

مرهم بگیرد زخم دل از آشنا بخیه ترم /

از این جهان و بد زبان از ناکسان دل می کنم /

فغان زدم داد خودم که باغ و کوچه ها شهودِ باورم/

کمک نبود از انس و جن فریادم آن صدای خفته در تنم/

دو مشتِ گندمِ رسیده دست روزگار پر دمار کوبیده شد تو هاونم/

موج زده هاشورِ غم دریای بی کران دل پوسیده شد از ریشه ها نیلو فرم/

دنیای بد نام هوس مچاله کرده شعر من با خنده ها با گریه ها از این فضا در به درم/

ای چون صنم/

دل بینوا مثلِ هرم/

دو لخته شد خو ن جگرم/

شکسته ام معکوسِ طیفِ محورم/

تو کاخ دلربایی را چو میله کنج سر ردم/

مرغ شدم رنگین کمان بی خانمان دل می خرم/

سنگِ صبورم ای جفا  به دل نما دو گنبد سبز حرم/

تو باغِ خنده های  شب چو غنچه ها  سرخم و زیبا پرورم/

اشکِ بهارِ تازه بار ناقوس مرگ و زندگی تو کشتی های شب نما هما فرم/

از خاطراتِ سرد تو بوی عذابم می دهد می خندم و می گریم و چو جغد شب ناله زنم/

کو یاورم ، مثلِ صنم ،  من می روم/

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/11/92

وزن در شعر هرم به اختیار شاعر هست به شرطی که از هر مصراع از مصراع قبلی  بلند تر باشد و مصراع  اول را بر وزن فاعلاتن یا ..... باشد  وزن مصراع ها باید تناسب خاص دارند .

این نوع شعر خیلی ساده سروده می شود و فقط احتیاج به دقت و تمرین  دارد و نیازی به کمک از دیگران نیست .

در شروع سرودن سعی شود قافیه ای که  برای شاعر آسان باشد و کلمات هم قافیه زیادی دارد استفاده کند .

این نوع قالب به شاعر کمک می کند تا بزودی و به راحتی سروده اش را تمام می کند .

منتظر اظهار نظرات ارزشمند دوستان و اساتید و بزرگان هستم .

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/11/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 1866
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران