مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

وقتی می آیم

عاشقانه

خارهای گلت را بشکن

بوی نژاد پرستی

بر پیرهن یوسف صدیق

از نیش زهر آگین بی نام

به لکه خونی از بی گناهی

آغشته است

تکرار این حادثه

وحشتناک و واگیر

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/10/1392



:: بازدید از این مطلب : 2962
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 24 دی 1392
.

 

و الله یا لمیا ندبت حبک سائلی

مر الزمان و عرفت عذرک قاتلی

تمر مر السحاب علی قلبی منتدما

یرعد الزمان و تجدنی منک راحلی

متنا وداعا عند بسمت خاطرک

لا تبرجین الیس الدنیا منزلی

ختمت حبک بکاس  مطرزٍ

و البست ثوب العزة فی الویلاة مطهری

***

الدهر ما ثبّت اویه الگلب صدقه ( صداقته)

ایعاند ما عرفت اشکثر صدقه ( صدگه)

اله کل یوم اوزّع ذهب صدقه ( صدقه)

یاکل ثمرتی او یزعل علیه

***

ربیتک اسنین العمـــر ، و انت علی متعافـــــی

ابدمی سقیتک من طحت ، روحی ابخطر مو کافی

زعلان واتحشم العرب

موتنی بس انت السبب

کل لیله اجیلک حافی

ربیتک اسنین العمـــر ، و انت علی متعافـــــی

ابدمی سقیتک من طحت ، روحی ابخطر مو کافی

***

صدّگنی ابد ما قصّرت ،عبرتک اشطوط اهوای

عطشان وانت المای الی ، مانعنی من شرب المای

طیره او علی راسی چنت ، تنگرنی عینک من طرت

هاک الگلب و استافی

ربیتک اسنین العمـــر ، و انت علی متعافـــــی

ابدمی سقیتک من طحت ، روحی ابخطر مو کافی

***

تاکل ثمرتی واستعد ، ما چنّی اشوف افعالک

انت الثریا و الشمس ، بیدی الگمر وابرالک

دوس اعلی گلبی او مهجتی ، تنکر وفای او صدقتی

ادری ابحنانک صافی

ربیتک اسنین العمـــر ، و انت علی متعافـــــی

ابدمی سقیتک من طحت ، روحی ابخطر مو کافی

زعلان واتحشم العرب

موتنی بس انت السبب

کل لیله اجیلک حافی

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/10/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 1191
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 23 دی 1392
.

 

درچهار فصل عمر

روزها سپر شب شدند

شهربان خواب  است

و شهر را دزد برده

***

نمی توانم باور کنم که زنده ام

جسم من قبل از روح

مبعوث شد

***

خندیدن در عطسه ی اشعارم

تبلور اشعه در آفتاب است

هر دو از یک جنسند

برابر تهی

***

جان آدما

طلسم شادی و غم  را

کور کردند

در تالاب خاطرات

مدیون دیگران نشو

تا زمین گیر نشدی

***

ای زن ذلیل

قدر مادرت را بدان

مستعمره ها هم

بوی آزادی می دهند

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 23/10/1392

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2321
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 23 دی 1392
.

اتکتر یا غبی

اتکتر یا غبی انت الطلقت ارماح

املح بالبراری او محّد ایریدک

خست من طبعک الغاسی او ترید اتلوم

امگلسن بالکلام او محد ایفیدک

***

ولک انت الطرقت الباب و اتعنیت

انت الجرّتک روحک علی قادم

رسایل تکتب او تجرح گلب محبوب

احس ابقربتی ویاک متنادم

***

یاهی انتی خاطر گلبی یترجاچ

فرد جثه خبیثه او صرتی اگبالی

عفنه ریحتچ یا موگد الدفان

الحمد للرب سترنی او جرّد اسراری

***

الزمی الباب روحی ابروحه لا رده

بعد ما ارید اشوفچ واسئل احوالچ

مو بس انتی آنه جربیت اهوای

هذی تجربه ما تکسب اموالچ

***

مو کلمن ضحک یتسمی شر بالدار

ولا کلمن یجرّب ینتسب واوی

الدار اترید مصفی للشرب والعوز

ما یرکب اکحیله الی کل غاوی

***

انتی مو عجیبه او لا حلو ملگاچ

ولا دیرة هلچ محبوبه لعیونی

ولاکن گلبی کسریته علیچ او گال

اذا هذی الکحیله آنه عوفونی

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 21/10/1392



:: بازدید از این مطلب : 2113
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 22 دی 1392
.

فال شبم

فال شبم دیر اومدی می گفت  ، خسته شدی تو کوچه ولگردی

خط زدم اسمت از دلم دیروز ، باور نمی کردم که برگردی

***

بی خبر مهمونم شدی انگار ، قسم نخور به جون دل   پیچم

زخم دلم تو رو به خون  بارید ، وعده نده هنوزه سرگیجم

***

حرمت عشقت در دلم بیدار ، قدر ضیافت ها رو می دونه

عهد و شکستی با من و دنیا ، یادت نره این دل مسلمونه

***

مشتاقتم کی می رسه دیدار ، عطر نگاهت در فضا پیچید

یه مرغ تک پا  و دیارت دور ، کی می رسی ستاره  هام تابید

***

قطره شدم در  رخ این مهتاب   ،  اشک طلا باریده در جونم

خدا خدا دلِ من و دریاب  ، نماز شب تا سحر می خونم

***

می میرم از درد و عذاب تو ، می ترسم از حرفای تکراری

دلت اگر صدق و حیایی داشت ، ای گل ثعلب خودت مختاری

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/10/1392

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1947
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 22 دی 1392
.

یتیمة الدهر

انخنق گلبی او ذکرت المای

جربت القلم والدفتر المعنای

ارید ادوای

صبّرت الگلب علّمته عالسگّای

او شفت طفله حزینه

او شفت روج اهوای

یتجاسر علیه ابغضب وایجر عون

لان اصبح شبه فرعون

وقفت احذاها متحیر

فرضت العون

قالت انت هم مجنون

رجائا کفنی خل قلبی ابسجن مسجون

وحیده اصبحت متروکه الدیار اهناه

عافونی او حملت اهموم

ابویه بالحرب قدم لی تذکاره

و امی دهوراها البین بفکاره

حاطاها الزمان او گص گصایبها

تجینی العبره لو اذکر مصایبها

ضربها ابن اللعینه ابوسط حاجبها

وین الوالی والخوان

شافن ضیمها او لبدن حبایبها

او بگت تصرخ صریخ النوگ

عذاب العوز طگهه و الشعر مفروگ

خرّت من صدرها اعثوگ

دمها ایسیل

صبرت حیل

سحقها الریل

امی امدلله ما گالت آنه ادخیل

دفناها الغصبها ابللیل

او ظللت عینی مشبوحه

او شفت مصرعها مطروحه

او شفت زردتها مذبوحه

سالت بالدموع او تجر بالونه

تکسّر بالعبر و اتگول ابوی اهوای اعزّنه

اعاتبمن و اقول المن

منّه انگطعت الظنّه

یتّمنی الوکت و اتحمّل المنه

هایه غصّتی ما ارید شرب المای

یا دار التضمنی واستعد منوای

یا زوج الخطبنی او حسّبیت اهوای

تنحب تکسر العبره او تعاین فوگ

 طردانی الدهر یم شاطی عدوانی

اذهب خلنی ابشانی

منّی تاه عنوانی

القمر وانجومه کرهانی

یتیمه الوکت ربّانی

صبّت دمعتی او سیّلت عالخدین

گلتلهه اخوتچ یختی لا تبچین

علی موتت ابوچ اسباع متحزمین

وامچ خیزرانه تستعد واتلین

زرعت نخل والنخله تعیش اسنین

دلینی اعلی قبر امچ یحبابه

تعای انزوه وانصلّح رکن بابه

بچت واتلوع

حافی الجدم تمشی اعلی الرمل واتتوع

گالت شیل راسک وارفع الکاره

اذا غصّت تفگتک کض الحجاره

و آنه اویاک احن و اهواک

ارید تاخذ الثار ابالف ثاره

و اتخلی نجوم السماء طشّاره

لو تترکنی وحدی و اترک الناموس

خلنی مطبره یبغی سند مدسوس

زیّن شاربک لیفوگ

و البس فوگ راسک طوگ

اشوفک عن غریب امعلگ او محروگ

والبس ثوب شمّاتک تجل مطبوگ

اذتنی او حسبت احساب

علی راسی شلتهه او عینی کالمرزاب

الحگ عدهه لگیته ابشاهد المحراب

شاع الشاع

الحق ما ضاع

ما ضاعت وصیتچ واهلی کلهه اسباع

ما ماتت اخیتی او تندفن بالگاع

الحق ما هو وسیله او ینشرا او ینباع

صاع ابصاع

صاع ابصاع

جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/10/1392

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2115
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 21 دی 1392
.

آمنه حرف تو ......

آمنه قهر تو اشک شراب منِ   آمنه درد تو روح عذابِ منِ

راه ها تو بستی ، پلهاش  شکستی ، از دل پریدی ، تنها نشستی

در عشقم سرابی تو  ،  در قلبم مذابی تو

عاشقِ خاکِ پاکتم ، زنجیر زرد چاکتم

دور نشو دلبازتم ، محرم ساز ورازتم

***

آمنه چشمِ تو خیمه ی روزِ منِ  ، آمنه  حزف تو آتش فروزِ منِ

قول و قرارت ، شهرو دیارت ، گشتم نبودی ، کو دل خمارت

آدرست و گرفتم ، دنبالِ تو که رفتم

قطع تماسی داشتی ، دل سرِکاری داشتی

عشق و وفات همینه ، درد و فراق و کینه

***

آمنه اشک تو آزارِ قلبِ منِ ، آمنه حرف تو دیوار سختِ منِ

شبها شنیدم ، شادی کشیدم ، بی تو عزیزم ، سینه دریدم

 با عکس تو می شینم   ، رنگِ سحر می بینم

صبر دلم تمومِ ، این عاشقی چه شومه

نیا دیگه همیشه ، برگشتنت نمیشه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 21/10/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 912
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 21 دی 1392
.

 

حارمنی من درب السفر ، او درب السفر یم بیتی

الناس طارت للسماء ، و آنه ابطرگ خاچیتـــی

***

ملّیت منّک یا الم ، اترکنی خلینی ارتـــــــــاح

شیبت گلبی امن القهر ، مطلوب الک ترمی ارماح

***

شترید منّی العاجبک ، اطلب طلب متعـــــافی

مالی او حلالی ابیسرتک ، کفنی اندحر مو کافی

***

ظالمنی من صغری احتمل ، تطلع لی الوان اشکال

یم المهد و انت اعتقد ، لعیونی صایر تمثـــــال

***

ارجوک من عندی ابتعد ، آخر عمر عندی احساب

انت السبب تاه الفکر ، صارت لی الاجناب احباب

***

قل البصر صرت ابخطر ، شتفیدک اشباح اللیـــل

ذاک الدرب کتر الحرب ، ظاهر علی گلبی اتعیل

***

ودّک تدمر سمعتی ، گلبی ابفرح جازاهم

بلّغ سلامک للجفوا ،  راح ابحلم باساهم

***

کثّرت صبری ابجولتک ، صقت الشعر بالوانه

دائم تدگ اعلی الصدر ،  ابشر ثبت عنوانه

***

ما عید اجانی او هلهلت ، مغموده روحی ابدارک

تطرد احبابی ابلا ذنب ، تعکس جنون اشرارک

***

فاضحنی ما اگدر اجر ، ونتی واقول اتاذیــــت

خاف الخلگ تسمع بچی ، واتحشم اعیال البیت

***

کصریت عظمی ابهمتی ، او سمّیته سیف البتاّر

ضربیتک ابقوة  علی  ، ادری ابعلی حامی الجار

***

جاسم ثعلبی ( حسانی ) 18/10/1392



:: بازدید از این مطلب : 1971
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : جمعه 20 دی 1392
.

 

مثل کبوتر خوشگل و شیرین ، تو نادری داشته قدم می زد

عطرِ لباسش در هوا پیچید ، بوی گلابش بر تنم می زد

***

تو شهرِ گرمایی و این سرما ، نم نم بارون درد و سر کرده

اهواز ما شهر تمنّا شد ، پل هوایی مویی فر کرده

***

دنبالم اومد با دلی سنگین ، با هر قدم هاش دل فرو می ریخت

چرا نمی دونم چه دردی داشت ، کیف و کتابش به تنم آویخت

***

با این خجالت ها دلم لرزوند ، آب از جبینم ریزشی کرده

پاهای من چوبی شدن انگار ، طناب  غفلت پیچشی کرده

***

فک می کنم جنگ  ثریا شد ، همه  من و اینجوری می بینند

خانم برو دست از سرم بردار ، بازاریا صد صحنه می چینند

***

سایه به سایه  رفته با  دنیام ، ترسی نداره از گرفتاری

صبر و حیام آتش زده انگار ، حس می کنم اژیر بیماری

***

خندیدم و نیم نگاهی کرد ، گفت تو شادی یا پریشونی

ترمز پایم غافل از تو نیست ، یه لحظه با نگاهت شدم زندونی

***

از حادثه تو کوچه در رفتم ، باز به تنم چسبیده چون ماری

با مست زوری قلب من سنگین ، رگ می برم از عشق سرکاری

***

یه کاغذی در جیب من انداخت ، با بی خیالی راه گم کردم

زخم نگاهش خاطراتم موند ، تا بی نهایت خسته و سردم

***

رفت ولی تو دل صدایش هست ، شبا نمی خوابم از این فریاد

همیشه آهنگش برام نو  بود، یه یادگاری تو دلم سر داد

***

جاسم ثعلبی (حسّانی)  20/10/1392

 



:: بازدید از این مطلب : 2095
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : جمعه 20 دی 1392
.

 

یه دود تکراری شدی امروز  ، مثل یه سیگار دستِ بی خونه

خاکسترش کوهان غمهام شد ، هر جای خونه بوی زندونه

***

یه مدتی صدای تو خاموش ، منتظر صید  و ستم هستی

از روزنه پرندهات بشمار ، زود این غریبه رو به دل بستی

***

بکش طناب تله رو این بار ، یه بی گناهی شد گرفتارت

شانس نداره گیره  در آغوش ، لابد یه جوری اون بدهکارت

***

خوب زدی رگباری با چشمات ، تیرت خطا نرفته بی جایی

شکار تو دیوونه یا بی جون ، حتما کشیده درد تنهایی

***

خدا کنه بسازی با دنیاش ، یادت نره برگشتنت هر گز

خوب و بدش هر جا تحمل کن ، بی سازشت جهنمی قرمز

***

مبارکت باشه دوباره درد ، به من نگو یه روزی داغونم

بریدم اون حبل وصال تو ، با خاطراتت زنده می مونم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 18/10/1392

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1962
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 18 دی 1392
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران