مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

شیرِ حق قانون خود تعدیل  داد  ، مجلس شورای خود تشکیـــــــــل داد

صد نظر دادند و بحث و گفتگو ، مسندش از عدل و داد و قصّه گــــــو

عاقبت تصمیم دل را جور کرد ، کلبه ی خاموش حق پر نور کـــــرد

مردِ جنگ و صلح یاور دیده است ، مسلمِ زیبا سخن سنجیده اســـــــت

گامِ اوّل داد پیغامی نشان ، مردی عاقل داورِ شیرین بیــــــــــــــــــــــان

نامه ی بیعت به ایشان داده بود ، شیر میدان بدعتِ حق زاده بــــــــــــود

مسلم از مردان  و سرداری شجاع ، با زن و فرزند و جان کرده وداع

اوست از خویشانِ دلبندِ امام ، ماهر و شمشیر زن زیبنده نــــــــــــــــــام

قد بالایش ، رُخش ، همچون هلال ، باز تابش در مدینه خوانده فـــــــال

از گوهرِ نابِ امامت زاده شد ، جامِ نابی از شهادت داده شــــــــــــــــــــــد

از رهروانِ سطحِ اول در کلام ، از دلش می ریزد ارکانِ ســـــــــــــلام

قاریِ قرآن و در تفسیر تک است ، در قضاوت با همه یاران یک اســـت

دست او چون پنجه ی یک شیر بود ، بهترین بازیگرِ شمشیر بــــــــــود

در تمامِ لحظه ها همراهِ اوست ، در لشکرِ یارانِ حق سربازِ اوســــــــت

پسر عمویش بدین محنت شتافت ، دردِ هم خونش بهانه دل نیافـــــــت

رفت از راهی به فرمانِ امیر ، چون شتابِ باد طی کرده مســــــــیر

 

جاســـــم ثعلبی (حسّانــــــــــــــــی) 28/08/1391

اجر و پاداش همه با امام حسین سرور شهیـــــــــدان

سروده ی بعدی جنگ طف 4 مسلم بن عقیل در کوفه

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1974
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 27 آبان 1391
.

در نشست یاوران تصدیق شد ، بیعت و تسلیم دل تعلیق شــد

راهِ دشواری پسندید از نشست ، هجرتش سوی مریدان را نبـست

همه قوم و خویش دعوت کرده بود ، زینب و عباس را هم خوانده بود

جمع شد محفل به دیداری کنون ، بیت آل مصطفی رکن و ستـون

مشورت گردید با یارانِ خود ، رای گیری کرده در گفت و شنـود

همه مشتاقِ شهادت گشته اند ، مرد و زن از جور دشمن خسته اند

داد و فریاد و توانایی یزید ، راهِ صلح ابن علی کم کم برید

صبر نافذ شد نگو خیلی زیاد ، بر درون قلب و دل سیلی فتاد

صد هزاران نامه خواند از دعوتش ، با دل و جان کف زدن از ملتّش

کوچ رفتن در بیابان سخت هست ، رویِ دوش چهار پایان رخت بست

قصه ی رفتن درون ِ دل بکاشت ، بچّه و زن در سفر همراه داشت

آب و آذوقه و گرمایِ شدید ، نقشه ی هجرت و سختی را کشید

هیچ تردیدی به دل راهی نداد ، ذره از فکرش به خود خواهی نداد

آنچه از غیب آمده بر دل  نوشت ، از درد دنیا می رسد روحش بهشت

عشق حق در سینه اش می کاشته ،شک و تردید از دلش برداشته

بار سنگینِ امامت را چشید ، راهی جز درگیری با دشمن ندید

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/08/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 1777
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : جمعه 26 آبان 1391
.

شور و شوقِ کربلا بیدار شد ، یادوار سروران تکرار شـــــــــد

در همه جایِ جهان آوازه خوان ، جامه ی مشکی زده جان دلبران

عاشقِ بوی گلاب و یاسمین ، در عزایی شب زده ایران زمیــــن

همه جا یارانِ حق دل باختند ، شبه و تشبیه در مسیری ساختند

دل در ایامِ عزا داری چه پاک ، شیر درنده شده یک ذره خاک

همه در مهر حسینی زنده اند ، در مزارش نام او را خوانده اند

این حسین ابنِ علی المرتضی ، بدر دختِ بنت سید المصطفـــــی

از تبارِ هاشمی اصلِ قریش ، با رسولانِ دگر هم قوم و خویش

بحث ار جایی دل آغاز می کند ، ریشه ی فتنه دل و ناز می کند

ابن عبد الله شده فخر الامین ، گوهــــری پیشِ رئوسِ راشدین

دعوتی از راهِ حق دریافت کرد ، بهر انصاف و عدلت یافت کرد

تاج سرور از کمالاتش گرفت ، نزدِ کوهِ نور اوقاتش گرفـــــت

گل در این دشتِ غریبان آفرید ، بت زبت خانه ی دیوان را کشید

نام وی در سرزمین آمد به جا ، با امانت داری و صدق و وفـــــــا

او هزاران درد دنیا را شناخت ، لحظه ای از یاد حق غافل نباخت

با کرم پیچید ابو سفیان را ، سخت آزرده شد از اعـــــــــــیان را

با امیرم دشمنی کرده یزید ، آن خصال خوب رهبر را ندیــــــــــد

نبی در خانه علی را کاشتــــه ، چون گلی زیبا صفت پنداشـــــــــته

خوب روییده علی در محفلش ، همه جا سرو و چه زیبا محضرش

رسم حق پنداشت عشقِ پاک را ، شوهری جز او نجست افلاک را

این درخت ناب شاخه تر زده ، ناب فرزندان  دلیران ســــــــر زده

از حسن بگذشت جنگ و دلفریب ، چونکه دستورش رسید از بهر غیب

صلح با عفریتیان دل باز کرد ، راه جنگش با حسین آغازکـــــــــــــــرد

نامِ زیبایی امامت شد پدید ، بعد از آن سم دادنِ داداش رســــــــــــــــید

کفر و استکبار قصد حکمران ، کوفتند دیوارِ سختِ عابــــــــــدان

قصد آنها ذلّت و تسلیم بود ، لیک یارم سرور تعلیم بــــــــــــــــود

رد نمود آثارِ بیعت با یزید ، با یزیدان سفر در دلها بـــــــــــــــرید

عدّه ای در کوفه مهر افراختند ، همه جاهایِ عراق گل کاشتنــد

علتِ جنگ و شهادت این چنان ، در کتابِ مقتلِ یاران بـــــــخوان

اجرکم مقبول =  منتظر سروده ی جنگ طف 2  باشید

جاسم ثعلبی (حسّانی) 26/08/1391

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1910
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 25 آبان 1391
.

حفّای اجینه انزورک یسیدی

بلگلب ضل منشورک یسیدی

***

یحسین انت رایت الحق و السعاده

یحسین ذکرک کل وکت رمز العباده

انت الشمال الّی یهب ، و انت الگمر فوگ السحب

یا شافی گلبی المضطرب ، یا کعبه جینه اندورک یمهجتی

حفّای اجینه انزورک یسیدی

بلگلب ضل منشورک یسیدی

***

سبط النبی انت الفکر عاشور و ایّامه

یا ابن طاها المصطفی و اکتابه و احلامه

آیاته بلکوفه انزلت ، و ابکربله ابیوته انبنت

و الشیعه دگّت و اعلنت ، انت صلاتی یا بدر یا جنتی

حفّای اجینه انزورک یسیدی

بلگلب ضل منشورک یسیدی

***

جیناک مشتاقین الک بلحد تلگونه

اهل العراق اهل الفضل بلعزه کرمونه

دگت مضایف بلدرب ، و اسمک بغی وسط الگلب

من الشمال او للغرب ، یبن الوفی انت صلاتی او سجدتی

حفّای اجینه انزورک یسیدی

بلگلب ضل منشورک یسیدی

***

ابعید الدرب حبک کشف کل تعبی و اهمومی

شایل عتب جیتک غفل بکتابی و اعلومــــــی

انت ابن حیدر علی ، من ابعید اجیتک معتنی

غیر الله و انتم من هو الی ، یا سهرتی انت اعمالی ابدنیتی

حفّای اجینه انزورک یسیدی

بلگلب ضل منشورک یسیدی

***

علی الراغبین الاجرا کل اثر من اشعاری علیهم الاتصال بمدیر المدونه و ان صعب

علیهم الاتصال علیهم   ذکر اسم  الشاعر  فی الطمیات و ...  الصوتیه و التصویریه

جاسم محمد الجبیره الحسانی الساری

جاسم ثعلبی (حسّانی) 26/08/1391

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2402
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 25 آبان 1391
.

شور و شوقِ کربلا بیدار شد ، یادوار سروران تکرار شـــــــــد

در همه جایِ جهان آوازه خوان ، جامه ی مشکی زده جان دلبران

عاشقِ بوی گلاب و یاسمین ، در عزایی شب زده ایران زمیــــن

همه جا یارانِ حق دل باختند ، شبه و تشبیه در مسیری ساختند

دل در ایامِ عزا داری چه پاک ، شیر درنده شده یک ذره خاک

همه در مهر حسینی زنده اند ، در مزارش نام او را خوانده اند

این حسین ابنِ علی المرتضی ، بدر دختِ بنت سید المصطفـــــی

از تبارِ هاشمی اصلِ قریش ، با رسولانِ دگر هم قوم و خویش

بحث ار جایی دل آغاز می کند ، ریشه ی فتنه دل و ناز می کند

ابن عبد الله شده فخر الامین ، گوهــــری پیشِ رئوسِ راشدین

دعوتی از راهِ حق دریافت کرد ، بهر انصاف و عدلت یافت کرد

تاج سرور از کمالاتش گرفت ، نزدِ کوهِ نور اوقاتش گرفـــــت

گل در این دشتِ غریبان آفرید ، بت زبت خانه ی دیوان را کشید

نام وی در سرزمین آمد به جا ، با امانت داری و صدق و وفـــــــا

او هزاران درد دنیا را شناخت ، لحظه ای از یاد حق غافل نباخت

با کرم پیچید ابو سفیان را ، سخت آزرده شد از اعـــــــــــیان را

با امیرم دشمنی کرده یزید ، آن خصال خوب رهبر را ندیــــــــــد

نبی در خانه علی را کاشتــــه ، چون گلی زیبا صفت پنداشـــــــــته

خوب روییده علی در محفلش ، همه جا سرو و چه زیبا محضرش

رسم حق پنداشت عشقِ پاک را ، شوهری جز او نجست افلاک را

این درخت ناب شاخه تر زده ، ناب فرزندان  دلیران ســــــــر زده

از حسن بگذشت جنگ و دلفریب ، چونکه دستورش رسید از بهر غیب

صلح با عفریتیان دل باز کرد ، راه جنگش با حسین آغازکـــــــــــــــرد

نامِ زیبایی امامت شد پدید ، بعد از آن سم دادنِ داداش رســــــــــــــــید

کفر و استکبار قصد حکمران ، کوفتند دیوارِ سختِ عابــــــــــدان

قصد آنها ذلّت و تسلیم بود ، لیک یارم سرور تعلیم بــــــــــــــــود

رد نمود آثارِ بیعت با یزید ، با یزیدان سفر در دلها بـــــــــــــــرید

عدّه ای در کوفه مهر افراختند ، همه جاهایِ عراق گل کاشتنــد

علتِ جنگ و شهادت این چنان ، در کتابِ مقتلِ یاران بـــــــخوان

اجرکم مقبول =  منتظر سروده ی جنگ طف 2  باشید

جاسم ثعلبی (حسّانی) 26/08/1391

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1854
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 25 آبان 1391
.

دگّت طبول الحرب لیلاً ، رعدت و مطرت الغیّوم هذیــــــــــــــرا

فیها جیوش الغدر غد هلهلت ، و فیها ینتسب اخٌ لی یسیــــــــــــرا

جفانی یوماً و بکانی عند حاجزٍ ، و تعذبت الامال به بصیـــــــــــرا

کتمت سری و التقیتُ به  فی العراً ،  ما قبل اعتذاری و بدا یطیرا

***

شلّت یا هو الّی ضرک و انتهینه (و انته هاینه)

دخل بینه العریضی و انتهینــــــــــه ( خلصنه)

احنه اویاک اخوتک و انتهینـــه ( و انت النه)

تبعت العدا لا تعتب علـــــــــــــــــــــــــــــــــــیه

***

لیش شایل ، لیش شایل ، من هو ضرک ، گلبی سایــــــــــــل

لیش شایل ، انت عایل ، لیش ما تحفظلی سرک ، انت عایل

***

من هو الجاک اباذیه ، ابهجرک انضوگ المنیه

وین راحت هل حمیّه ، تدری احبک گلبی گایل

لیش شایل ، انت عایل ، من هو ضرّک گلبی گایل

***

شلّت بللیل او عفتنی ، ابهجرک انت مرضتنـــــی

سلّمت لک من خنتنی ، ابیا حروب ابیا دلایــــــل

لیش شایل ، انت عایل ، من هو ضرّک گلبی گایل

***

یا حسافه الخوه سلّت ، حزنتنی الروح ملّــــــــــــت

الناس بلخوه تعّلت ، خوتک بس بلرسایــــــــــــــل

لیش شایل ، انت عایل ، من هو ضرّک گلبی گایل

***

اصغیر ربیتک ابحضنی ، انه احبک ما تحبنـــــــی

تزعل اعلیه او تسبنی ، ادری منک حضی مایــــل

لیش شایل ، انت عایل ، من هو ضرّک گلبی گایل

***

تابعیت الّی هضمنی ، بلشداید ما رحمنـــــــــــــــــی

تدری اخذ روحی او ظلمنی ، ما گلت بس هوه گایل

لیش شایل ، انت عایل ، من هو ضرّک گلبی گایـــل

***

هدفیت او رحم ربّی ، طشریت او ستر گلبـــــــی

اتلبدیت او روحی تربی ، من طرفنه الغیض زایل

لیش شایل ، انت عایل ، من هو ضرّک گلبی گایل

***

جاسم محمد الجبیره الحسانی الساری

25/08/1391

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2973
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 24 آبان 1391
.

آمدم پیشت حسینم آمدم ، با دلی خاشع به دینم آمــــدم

بارگاهت نور می تابد به دل ، دل فدایِ تو حبیبم آمدم

***

آمدم دستت ببوسم ، آمدم خونم بجوشم

آمدم برهنه پایم ، آمدم مهرت بنوشـــم

***

در کربلا ایثارِ مردان دیده شد ، گلِ زیبایِ امامت زنده شـــــــــــد

مهدیا کویت همین شن های پاک ، نوری بر گلدسته ها تابیده شد

***

نور تو تابیده شد ، در دیارم دیده شــــد

شاهراهِ دین ما ، با حسین سنجیده شد

***

یا علی فرمان بده ما حاضریم ، با حسین ابن علی همسنگریــــــــــم

قلبِ ما شیعه همه غرقِ به خون ، عزتت با جان و دل را می خریم

***

اشک هایم را ببین ، حرفِ دل حسین حسین

آمدم یبن فاطمه ، دست بوسم نازنیــــــــن

***

خسته شد دل از جفایِ روزگار ، همه جایِ این جهان درد و دمار

تو کجایی یاورم  اشکم  ببین ، بهترین یاران دل در تار و مـــــار

***

رهبرم دردش نهان ، مهدی کو صاحب زمان

العجل کن ای عزیز ، دل نگارت شادمـــــان

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 24/08/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 2163
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 24 آبان 1391
.

چه خوشحال آمدی پیشم ، دل از مهمانیت ممنون

خدا شاهد درون دل ، تو لیلایی و من مجنـــــون

***

تو زندانبانِ تفسیری ، کتابِ عشقِ تو درســــــم

دلم ساقیِ باغِ تو ، از آن خشک سالی می ترسم

***

سئوالم واضح و زیبا ست ، دلت با دلم می مانــــــد؟

سر برجِ هرم در مصر ، سرودِ عشق می خواند؟

***

کنارِ پادشاهِ غم ، همیشه می نوازم تـــــــار

به یادت هستم و امّا ، طلوعِ فجرِ دل بیدار

***

گل عشقم بیا بیرون ، چراغِ زندگی روشـــــــن

کنارم باش در سختی  ، چه تلخی دارد این مسکن

***

بمون پیشم گلِ نرجس ، دلم معتاد تو گشتـــــــــــه

دروغش مصلحت آمیز ، به یوسف خیلی وابسته

***

بگیر پیراهنِ خونین ، منم یوسف تو یعقوبــــی

خیانت آشکار بوده ، تو بر داغِ دل می کوبی

***

زلیخا آرزویش بود ، سه لبخندی بیاویــــزد

سر انگشتِ غم پاره ، چو دریا خون می ریزد

***

بیا انگشت بشماریم ، منم یوسف زلیخا کـــــــــــــو؟

زلیخا هجرش از یوسف ، و یوسف دار زد از نـــو

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 23/08/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 2419
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 23 آبان 1391
.

 

ساروا اولاد الشهید المرتضی ، امن المدینه اشبول سید المصطــفی

قاصده التحریر من ظلم المضی ،  اسباع  واسیوف او بیارق حامله

کربله یا کربله یا کربله  ،  احسین بلمیدان  وحده ابهل فلـــــــه

***

اتجنّدت صدقان و اشیوخ او نسّاب ، طرّت ادروب البعیده او ما تهّاب

قاصده الثوره العظیمه هل شباب ، اهداف معدوده ابگلبهه شایلــــــه

کربله یا کربله یا کربله  ،  احسین بلمیدان  وحده ابهل فـــــــــــله

***

التمت اعلی احسین و اتسل بلسیوف ، خوش ترحیب ابتدا لجل الضیوف

عطش و احرور او تعب زینب تشوف ، هل عجیده ادموع من دم سایلــه

کربله یا کربله یا کربله  ،  احسین بلمیدان  وحده ابهل فلـــــــــــــــه

***

عطشوا الاطفال صاحو یا حسین ،  هذا یومه العطش ضرنه عمنه وین

اعیال بلصحرا عطاشه یا امین ، الحد من الگوم التقاتل حایلـــــــــــــــه

کربله یا کربله یا کربله  ،  احسین بلمیدان  وحده ابهل فلـــــــــــه

***

صاح ملعون الشمر وین الحسین ، الیوم بلکوفه انتظر حرب الحنین

امر من الکفر صادر معتنین ،  ناخذ ابراس الحسین الحرملـــــــــــه

کربله یا کربله یا کربله  ،  احسین بلمیدان  وحده ابهل فــــــــــله

***

صاح عبّاس  ابتعد شمر العین ، جاک  متعنیک ابن سید الامین

گوم جرد سیفک او کف الونین ،  ما اتحمّل کل هذیر حاملــه

کربله یا کربله یا کربله  ،  احسین بلمیدان  وحده ابهل فله

***

خادم اهل البیت جاسم محمد الجبیره الحسانی الساری

24/08/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 2039
|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 23 آبان 1391
.

اذکرک  وارد ازورک یوم ونسه( انسه)

لان حبّک ابّطن الگلب ونســـــــه ( وناسه)

تبعتک من صغر للشیب ونســـــــــه ( اسم)

صبغت الراس من خوف المنیـــــــــــــــــــه

***

سئلنی الدهر لغز او حرت بل حـــل (الجواب)

صعب ما فسّریته او گلّت بل حــل (فی الحال)

الگلب رادک تجیله الیوم بل حل (ابلحظه)

تجیله لو یجیک ابهل مسیـــــــــــــــــــــــــه

***

کثیر امن الطلایب شفت و ادّیــــت ( خسرت)

و اهوای اخشوف وسط الگلب ودّیت (حبیت)

الک مرسال اجه مخصوص ودّیت (ارسلت)

عتب گلبی علی الما نشد بیــــــــــــــــــــــــه

***

ابکلامک حیل لب الگلب مسّیـــــــت (اذّیت)

تدیر العین منّی او گلت مسّیــــت (سلّمت)

بختی دهوراک او گلّت مسّیت (ماسات)

اذا اتخالفنی تلفاک الاذیــــــــــــــــــــــــــه

***

الف عجده الحبیبی الروح حلّــــت ( فتحت)

او علی احسابک ابّطن النهر حلّت ( حالت)

طلبته بوسه اریدن گال حلــــــــــــّت(لا)

نکر تعبی او ترک ضیمه علیـــــــــــــه

***

ابّطن بحر الفتن محبوبی مـــــــا رد (مای راد)

سگیته او غاص تحت المای ما رد ( ما رجع)

طفل ربیته لمن کبر مـــــــــــــا رد ( تمرد)

احترمته او گام یتدلل علیــــــــــــــــــــــــه

***

رکب ولفی او زرگنه الزمن بلمــای(بل مای)

و ابطن البحر شلّه صدر بلمــــــــای (بلمی)

شلی ابعمری اضل اسعید بلمای(بدون امی)

عساه هل عمر لا طال اباذیــــــــــــــــــــــه

***

جاسم محمد الجبیره الحسانی الساری

جاسم ثعلبی (حسّانی) 23/08/1391

 



:: بازدید از این مطلب : 2596
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 22 آبان 1391
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران