مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آغاز شد سلسله ی زشت یزید ، در چهلم هجرت از شامی جهـــــــــــــــید

تا صدو سی ودو هجرت مانده است ، پدر در سختی یزید را  خوانده است

فردِ بد نامی ولیعهدی گزید ، نورِ پاکِ مرتضی مهتابی دیـــد

در پی قتل و ستم های زیاد ، گم شده شاربِ خمری در عناد

با معاویه ی دوم دست داد ، در ظلمِ خود با مهرِ نیکان در فتـــــاد

تا رسیده حلقه مروانی به دست ، آل حمار بر سرِ کرسی نشست

منقرض شد سلسله کم کم چو دید ، قیل و قالِ آل عباسی شنید

ابو مسلم در خراسان یاد باد ، با ابو العباسِ سفاح دســــــــت داد

لشکری از این بلاد را جور کرد ، قهر و قمعِ آل حمار دور کرد

جنگِ سختی حق و باطل شور شد ، قدرتِ آلِ امیه کور شـــــــــــد

ابو  مسلم بر لشکرِ ظالم دوید ، ثارِ قتلِ الحسین از آن کشــــــــــــــــید

لشکرِ مروان عقب گر کرده است ، سوی کوفه یک شکستی برده است

همان جا  عباسیها در گیر شد ،  بارِ دیگر با شکست دلگیر شــــــد

کول کرد باقی یاران در گریز ، دو شکستی خورد ناگه در ستیز

جای خوابِ ابدی در مصر دید ، عاقبت با تن به ذلت را کشـــــــــید

همانجا در مصر مانده بی زبان ، بعد از اینکه کور کرد چشمِ جهان

بسته شد سلسله بدنامش زمان ، بوی خون آشام کشیده در جـــــهان

لعنت او بر ابو سفیان و آل ، از معاویه نمانده یک ســــــــئوال

در حسودی سوخت با درد و فغان ، قدرتِ آل نبی پوشیده جان

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 

12/09/1391 سروده ی بعدی جنگ طف 20

انتقام از قاتلان  امام حسین (ع)

 



:: بازدید از این مطلب : 1923
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 13 آذر 1391
.

صفت مثل الدفنته قصّتی اویاک

او شفت نچبات من عندک کثیره

من یوم الّی شفتک صعب ملگاک

اذا اطیعک اظن گلبی تغیـــره

***

دریتک حید بلمیدان طبّیـــــــــــــــت

او دریت اصل او فصل ذاتک عجیبه

علی و اسمک یهز الگاع بلطـــــیب

تونّس گلبی من باشر حبیـــــــــــبه

***

یجوز اهوای اسامی اتروح من بالک

اویجوز الوکت ما یرحم بعد حالـــک

یجوز اتنکره بلکلفات من شالـــــک

احزن لگلوب الوفایـــــــــــــــــــــــه

***

یجوز اهوای تنسه اصحاب من بالک

و لاکن لا تناسی البلصغر شالــــــک

مثل ورده جمیله او گاعد اگبالــک

تچیله لو طاح ابحـــــــــــــــــــبک

***

یحسانی الجرح غمّگ و ما طـــــــاب

ترکتنی او ما شفه جرحی و ما طاب

بعد ما اوصل الدارک و ما طـــــاب

اذا ما تجی او تگعد بلثنــــــــــــــیه

***

خالک دوم علی طیبات ســـــاری

افتخر بلغیره من اتگول ساری

یضل مدفون تحت الگاع ساری

اسمکم صعد لحدود الثریــــه

***

جاسم محمد الجابر الحسانی الساری

جاسم ثعلبی (حسّانی) 14/09/1391

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2059
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 12 آذر 1391
.

عرش کفر در شام طبلش شادمان ، بی ثمر سر می برد گل باغبان

قیل و قال در شهر مهتابی شده ، جشنِ برد و باخت شب تابی شـــده

ساقیان با جامِ شیدایی زدند ، عارفان با تارِ دل پایی زدنـــــــــــــــد

خشک و تر در آتشِ مست و خمار ، سوخت مهرِ عاشقی در پایِ دار

جایِ پایِ دل چراغانی شده ، پندِ پیروزی چو بریانی شـــــــــــــــــده

باز گشته کهکشان در آسمان ، نور تابیده به دل گردِ جــــــــــــــهان

قاصبِ تختِ پیامبر  در کمین ، خواست حق مهجور گشته در زمین

جایِ محرابِ علی سبزینه شد ، با ظهورِ ماهِ حق دیرینه شـــــــــــد

گویا سلطانِ گرفتاری و غم ، از خوارج دعوتی کرد و ســـــــتم

قصد پوشیدنِ جنگ و تار و مار ، جمع کرده جمعی ملحد در کــــنار

روی کرسی از طلا بنشسته است ، به کتاب و سنّتی دل بسته است

در کنارش آیة الحق فخر شد ، ارتشِ شوریده اش چون زهر شد

با تلاوت سخنی آغاز نمود ، قصدِ خاموشی دلها پر گـــــــــــــشود

گفت بسم الله همان رب سماء ، گفت سجاد  رو به کعبه دل نـــــــــــما

پا شده سجاد با عدل و دلیل ، کرد تفسیرتمیزی بر مقیــــــــــــــــــــــل

وقتی در تصلیه حکم آید پدید ، پا شده سجاد بر قهرش پــــــــــــــرید

گفت  ای سکران دنیا و زمان ، هاشمی ها را فنا کردی بـــــــــــــــــــــدان

ریشه ی حق در زمین تابیده است ، نام سرور در دلش جوشیده است

آن امینِ این جهان جدِّ من است ، آنچه در دریا صفا مدِّ من اســــــــــــت

از پیامبر زاده ی زهرا ی نور ، علی پرچمدار قرآن در سحــــور

رنگِ دریا آسمان آبی نمود ، حبِ ایمان در فلک جبهه گشـــــــــود

سرِ عشقِ کرسیت خونریز شد ، با حسین وفاطمه تبعیض شد

تا نهایت حرف دل را گفته است ، توی ذهنِ هر مخاطب خوانده است

آزاد شد مهرِ امامت در زمین ، فاجعه شد از پیام بن حســـــــــین

 

جاسم ثعلبی (حسّانی)  11/09/1391

 سروده ی بعدی انقراض بنی امیه با من همراه باشید متشکرم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1973
|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 12 آذر 1391
.

در اسارت سربه داران رفته اند ، همچو باران دربهاران رفته اند

دل شکسته در رهی با درد و غم ، زیرِ بارِ کفر و استبداد و غـــــم

لشکرِ پر ادعا با داد و زور ، همرهی کردند اسیران جــــایِ دور

در تماشا آمدند دل های تار ، کاروانِ دل اسیران در مــــــــــــــــــزار

یادشان رفته حسین فرزندِ کیست ، یادشان رفته پیامبر گفته چیست

عدل و داد  مهربان پوسیده شد ، ظلم و بیدادِ یزید جوشیده شـــد

همه در زنجیر و شلّاق و دمار ، جسم ها تاول زده از نیشِ مـــــــار

ناله های یاوران طعنه شده ، بر طنینِ خنده ها فتنه شـــــــــــــــــده

سر و تاج ابن علی بر نیزه رفت ، عزّت و عزمِ اسیران را شکست

پیشگامِ راهیانِ نور بود ، ناظرِ آه و نحیب از دور بـــــــــــــــــــــــود

زینب و اطفال وسجاد و عیال ، در مسیری سخت بی حرف و سئوال

قافله در کوچ دشمن رفته است ، در پیش گویی ها پیامبر گفته است

مشکلِ راه و غذا و خستگی ، ظلمت و درد و عذاب و بندگــــــــــــــی

در تماشا شهرها غمخانه دید ، خارجی ها خواند اسیران را یزید

آنکه می داند که زینب روح دین ، پای می کوبد زقهرش در زمین

عاشقانِ راهِ حق تبلیغ کرد ، جای جایِ شهر ها تشویق کــــــــــــــرد

زینب و سجاد خوش باور شدند ، بر تاج و تختِ کفر درد آور شدند

با صبر و دانایی و چیره در مسیر ، پرتاب کرده تیر حق دختِ امیر

سرِ سید الشهدا تعریف کرد ، باز تابِ قتل طف توصیف کــــــــــــرد

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 10/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 18 سخنرانی زینب و امام سجاد در مجلس یزید

با دل همراه باشید اجرتان با خدای حسین

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1870
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : jasemsalabi
ت : شنبه 11 آذر 1391
.

ابن سعد غرّید و میدان بان کرد ، ختمِ جنگِ طف سریع اعلان کرد

دسته از اطفال در ظلم و ستم ، مادرانی کوچ کرده در الــــــــــــم

پسران از ترسِ کشتار یزید ، ول شدند در دشتِ کفّار پلیـــــــــــــد

تک سواری دیده می شد در کنار ، ساجد دل ها شده در پشتِ کا ر

یک زنی چون شیر می غرّد دلیر ،  در صفوفِ اسرتِ آل امــــیر

همه گریان همه خسته از جفا ، رفته اند آن قافله از دل جـــــــدا

روزِ سختی بی حسین شب کرده اند ، هر دو در این دردها تب کرده اند

باز دید کفر از اهل و عیال ، قاصدک در ذکرِ آن گفته ســــــــــــــــــــوال

بی احترامی با اسیرانِ نبرد ، سر حسین بر نیزه بردن خیلی درد

زینبان تا شام برهنه رفته اند ، نعلِ پای خویش کهنه کـــــــرده اند

قافله می چرخد وچرخش عجیب ، مثلِ دوستی مانده بی مکر و فریب

ابن سید المصطفی را کشته اند ، بهرِ پول و جاه آن سر برده اند

عائله سجاد و زینب اسیر است ، سکینه شیر زنی بی نظیر است

اولین شب در غروبی آمدند ، همه با درد و نحیبی دل زدنـــــــد

اولین شب نیست عباس و حسین ، بر ترک زین جوشید زین العابدین

صبح شد سر کاروان راهی شده ، نزدِ چشمان مستند گاهی شــــــــده

شب به شب اخبار می سازد فریب ، اولاد زهرا کرد تشبیهش  غریب

ماندند در راه با ناله و غم ، افزون شد در جیب ملعونان ســــــــــــتم

 

جاسم ثعلبی (حسّانــــــــــــی) 09/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 17 اسرا در راهِ شام

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2499
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : jasemsalabi
ت : جمعه 10 آذر 1391
.

یزله ی شادی به خوبی آمده ، با صدایِ پای کوبی آمـــــــــــــــــــده

تیز رو  تابیده آن اسبِ حسین ، شیهه می زد در فضایِ مخلصین

نزدِ زینب رفت و اشکایش فتاد ، خبری از جبهه در قلبش نهاد

داد زد زینب حسین جانم کجاست ، اسبِ داداشی بگو دل در فناســـــت

دستِ خود بر زین نمود بهرِ وصال ، لا به لایِ تپه ها گشت این  جمال

حورا می گرید و می نالد خدا ، وقتی دیده جثه اش  از سر جـــــدا

لعنتی ها سر حسین را برده اند ، بهرِ ابن ازیاد دعوت خوانده انـــــد

گریه زاری در مسیرِ مطلعش ، همه جا پر خون گشته مصرعش

کوفیان شادابِ پیروزی شدند ، زینبان با ناله خود سوزی شدند

بست چشمانِ سفر کرده درود ، از خیمه گاه فواره شد آتش و دود

تا  رسیده در کنارِ خیمه گاه ، دید آتش می گشاید پرتگــــــــــــاه

قوم بد کرده ستم بارِ یزید ، مزه ی تلخی به زینب ها چشــــــــید

اطفالِ مسلم از لهیبِ روزگار ، پای بگشوده به راهی در فرار

هر کدام در سرزمینی پا نهاد ، موجِ دیدِ کفر بر ساحل گشاد

یکایک در زیر سم ها له شدند ، در غروبِ آفتابی مه شدند

دو تا از فرزندِ زینب ناپدید ، وقتِ آتش زدنِ خیمه شنیــــد

یک طرف هلهله شاد و رقص بود ، یک طرف ناله و فریادی گشود

زنجیر بستند عابدانِ جاودان ، در سفر رفتند به شامِ دشمــــــــــنان

 

 

منتظر سروده ی بعدی جنگ طف 16 شامِ غریبان

 

جاسم ثعلبی (حسّانـــــــــــــــــی ) 08/09/1391



:: بازدید از این مطلب : 3004
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 09 آذر 1391
.

خواندم در کربلا ظلم و ستم ، از سرودن درد می پیچد دلـــــــــــــــــــم

اشکِ چشمم رود جاری می شود ، بر دوش خسته همچو باری می شود

قصه ی تنهایی  در جنگِ حسین ،  انتقامِ واضح از جنگِ حنیــــــــــــن

وقتی نورِ ساقی ها خاموش شد ، سرورم در حمله اش بی هوش شد

قطع کردند دو کفِ دستِ دلیر ، تیر کوبیدند به چشمِ آن وزیــــر

چند نیزه سینه اش را باز کرد ، روح ابو الفضل با حسین پرواز کرد

مشغولِ نالیدن شده در احتضار ، جان فدا کرده دلش با افتخــــــــــــار

دودِ عنبر در هوا پیچیده شد ، بویِ ابنِ فاطمه جوییده شــــــــــــــــد

هر که هستی قسمت دادم به دین ، سر نبر تا بو کنم جسمِ حسین

الخلاصه درد و زاری شد زیاد ، اهل حق در ناله و دشمن چه شاد

روحِ عباسِ حسین پرواز کرد ، گریه و زاریِ زینب باز کـــرد

کودکان در خیمه جوشان آمده ، در نهایت جسمِ بی جان آمــــــده

دشمنش بازویِ عباس را برید ، ابو الفضل به آرزوی خود رســــــــــید

با حماسه عذر خواهی کرد ز دست ، در بغل داداش خود را چشم بست

ابنِ زهرا یاوری مصلح ندید ، ناله های تشنه ی اطفال شنید

گفت زینب جان حمایل را بده ،  مشکِ آبی  با وسایل را بده

جانِ من خواهر همان سجاد را ، در غروبم عدل یار آباد را

دردِ من سکنه و اطفال و عیال ، رهبری کن عائله جانم ننال

شیر زن باش خواهرم در سفرت ، وقت دیدارم جهانِ آخــــــــــــــــرت

اشک ریزان  به تن کرد جامه ی جنگ ، با شجاعت دل اسیرِ دردِ سنگ

با وداعش قلبِ خواهر شد حزین ، ای مسلمان عشقِ زینب را ببین

سایه کم کم در ظهور آمد پدید ، سرور میدان دلِ دشمن رسید

شیر جوشان قاصدِ جنگ آمده ، با سر و جان در پی مرگ آمده

ساعتی در میمنه دل شد پدید ، لحظه ای در میسره سرها برید

خیلی از کفار با طعنش فرود ، سوز داد اجسام در آتش و دود

جبهه ها از ضرب سیفش الفرار ، ابن حیدر چون علی در کارزار

حدسِ دشمن هان علی ظاهر شده ، سیفِ ذوالفقارِ خود ماهر شده

ترس دارند از علی در قهرِ باز ، فرصتِ قتلش شده وقتِ نـــــماز

جمع کرده جبهه ها در یک مسیر ، می خروشد بر ستم میدانِ شیر

خشک شد حلقومِ سر دار از عطش ، خون می بارید نم نم از سرش

لحظه ای یک سایه جوییده کنار ، یک نفس را تازه کرده در مزار

ناگهان با مکر صد تیر آمده ، جسمِ پاکش طعن شمشیر آمــــــــده

روی شمشیرش دلیرم تکیه کرد ، وسطِ میدان پریشان در نبرد

ساعتی پیچید از درد و الم ، با خدا راز و نیازش درد و غـــــــم

شمر آمد ضربه ای زد در سرش ، جرقه ای زد قلبِ نازِ دختــــــرش

در زمین افتاد دو سر بالا نهاد ، سویِ خیمه گاه دو چشمش را گشاد

دل به دلبندِ خودش تسلیم کرد ، انقلابی در جهان تنظیم کـــــــــرد

روحِ او با روحِ یارانش دوید ، در بهاری سبزگل هایش کشیـــــــد

 

جاســــــــــــــــــــــم ثعلبــــــــــــــــی (حسّانـــــــــــــــــی) 07/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 15  آتش زدنِ خیمه های امام توسط لشکر یزید

با من همراه باشید و اجر ببرید که در قیامت حسین یاور شیعیان اســــــــت .

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1902
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : jasemsalabi
ت : چهارشنبه 08 آذر 1391
.

کوفیان دل هایشان چون سنگ شد ، اخذ بیعت از حسین کم رنگ شد

کوچ کردند شاهدان با افتخا ر ، رسم کردند گنبدِ عشق و مـــــــزار

هر کدام با خاطره دل باختند ، قله ی پیروزی زیبا ساختــــــــــــــند

زخم کردند ارتشِ سرخِ یزید ، اعلان کردند صفتش دیو و پلــــــید

دلِ سجاد از خطر آگاه بود ، از نیک مردان با پدر همراه بــــــــــود

در کربلا عابد چه بیماری کشید ، سویِ بابایش به تنهایی خـــزید

گفت آماده شدم بهرِ نبرد ، طاس و شمشیری بده جز من نگـــــــــرد

ما دوتا ماندیم و میدان و جهاد ، رخصتی ده تا بکوبم آن عنــــــــــاد

درد دارم از مریضی خسته ام ، راهِ چاره در ستیزی جســــــته ام

جان زهرا راه را بر من گشای ، دلم جوییده صفا با آن خــــــــدای

زود آمد عمه با آه و فغان ، در اسیری مردِ دل با من بـــــــــــــــمان

این همه اطفال قاصر در سفر ، تک و تنهایم  مسیرم پر خطــــــر

ریخت از غم اشکِ زین العابدین ، گفت ای زینب ستمگرها ببیــن

دور تا دور حرم دیوار و دود ، قصدِ جان پدرم خواندند چه زود

با شهامت سوی میدان پا نهاد ، عمه اش غش کرد و سر راهش فتاد

وصفِ صحنه در سرودن خیلی سرد ، کاش بودی نزدِ میدانِ نبرد

مصحفِ قرآن حسین را باز کرد ، سوره ای از متن آن آغاز کرد

انما الارض ترثها الصالحــین ، ما سکنها غیر ناس العابدیــــــــــــــن

جان دل با عمه ات ماندن صلاح ، سر زمین بی ما نمی شد در فلاح

وقتی جان می دهی در راهم شهید ، بی تو بابا بوی نسلم ناپدیــــــــد

آن تویی فانوسِ دیدِ شیعیان ، بی پدر سجاد می لرزد جهـــــــــــــان

می رسد مهرِ امامت دستِ توست ، با دعایت راز کن عشقِ نکوســـت

 

جاســــــــــــــــــــم ثعلبــــــــــــــی ( حسّانـــــــــــــــتی) 06/09/1391

منتظر سروده ی بعدی جنگِ طف  14  شجاعت و شهادت امام حسین (ع)

 



:: بازدید از این مطلب : 1764
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 07 آذر 1391
.

وقتی گلهای صحابت چیده شد ، نورِِ نابِ هاشمی تابیده شـــــــــــــــــــد

ابو الفضل با همقطاران آمده ، رمز حمله کوی آنــــــــــــــــها در زده

سه جوانِ آبدیده دعوتند ، پیشِ عباس پر بها در ثروتــــــــــــــــــــــــند

صف شدند در وادیِ  جنگ و جدال ، رجز دادند زبده را ماندن محــــــال

ابو الفضل یاران خود تشویق کرد ، سوی جبهه جان به کف تبلیغ کرد

جعفر و عون چون گلِ شب تاب را ، آقا عبد الله گلی در قــــــــــــاب را

پیشِ سردارِ شهیدان گفته اند، در وداعِ سختِ میدان رفــــــــــــته اند

خواندند اعراض کردند درس ها ، با حسین افراز کردند تـــــرس ها

ساعتی نوحه و دلداد و عتاب ، در نفس پیچیده نورِ آفتــــــــــــــــــــاب

با شجاعت سویِ کفر راهی شدند ، بینِ جیشِ کفر چون کاهی شــــــدند

سی هزار شیطان کجا سه تن کجا ، سر بریدند در توانی از وفــــــــا

کوفیان یارانِ دل بازیچه کرد ، دلِ پر شورِ حسین دل پیچه کـــــــرد

چون درختِ میوه رس دل داده اند ، از بلندی رو زمین افتاده انـــــــد

قاصبان در جسمشان تمثیل کرد ، همه اعضای سه تن تنزیـــــــــــــــل کرد

نورِ حق در آسمان تابش نمود ، ابو الفضل با بیرقش جبهه گشـــــــــــــــود

باز کرد جمعیّت و شمشیر به راه ، در زمین باریده دل های سیــــــــــــــــاه

دو هزار کوبید زمین را فرش کرد ، خیلی از کفار فرار از عرش کرد

کوی اخوان ناگهان جوییده است ، همه را در یک مکان پوشیده اســـــــت

درد و ناله غصه و غم نم شده ، از دوری یاران  تو دل ماتم شـــــــــــــــد ه

دلِ عباس را از همان لحظه تپید ، وقتی عون و جعفر و عثمان ندیـــــــد

 

جاسم ثعلبی (حسّانـــــــــــــــــــی ) 06/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 13  شجاعت علیل کربلا

امام سجاد علیه السـلام   جزاکم الله خیــــر الجزاء

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2072
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 06 آذر 1391
.

روزِ دهم روزِ پر آشوب و درد ، روزِ درگیری و سختی در نبرد

یاورانش  قطره در دریایی دید ، جمع کرده شیر درنده یزیــــــــد

در نمازِ صبح یاران جمع کرد ، در دلِ شب دردِ دلها قمع کـــــــرد

عاشقان را خوب تصفیه نمود ، در گلستان راهِ آزادی گشــــــــود

شرح داده قصه ی جنگ و ستیز ، قلبِ خسته کوفته فردِ مریض

قهر در جنگِ امامت شد معاف ، راهِ جان دادن گرفتند بر خلاف

هفتاد و هفت شیری به میدان خوانده شد ، ترس و وحشت از ته دل رانده شد

زهیر ابن القین  در میمنه ماند ، ابن مظاهر اسدی میسره خواند

پرچمِ خود را به داداشش سپرد ، ساقیِ کوثر از آن غصه نخورد

جیشِ دشمن همچنین یک جوری دید ، از زبانِ کافران کم کم شنید

عمر حجاجِ تمیمی در یمین ، در یسارش شمر ذوالجوشن کمین

ابن سعد در وسطِ میدان نشست ، روبرویِ ابو الفضلم کمر بست

کوفتند یارانِ دل وقتِ نماز ، ارتشِ صدها هزار با برگ و ساز

چند یاور به شهادت رفته اند ، اولین اشهد نابی گفتــــــــه اند

کوفیان آغاز کردند جنگ طف ، حرمله فرمان داده وا اسف

قلبِ اصحابِ حسین دلخون شده ، از فشارِ گرگ ها داغون شده

رجز ها خواندند و فرصت کرده اند ، سوی میدان کسبِ رخصت کرده اند

با اشاره حمله ور شد دو جناح ، راست و چپ با نیزه شمشیر و سلاح

دوست دارانِ شهادت بوده اند ، از حسین گویا رشادت برده اند

گرد و خاک تاریک کرده صحنه را ، ضرب شمشیر باز کرده طعنه را

همه جا کشتار و درگیری گشود ، رنگ خونِ شهدا زرین نمود

ساعتی پرچمِ یاران سربلند ، کوفتند یاران باطل در کمند

سیلی از طوفانِ دشمن ناپدید ، مزه ی تلخِ شکستن را چشید

ناگهان لشکرِ آماده گمارد ، ابن سعد و حرمله جویا به داد

دلبران خسته و تشنه در کمین ، بین دو فرقه ی دشمن شد حزین

مثلِ باران قطره قطره ریختند ، خونِ پاکِ خود به شن آمیختند

همه در صحنه زمین گیر شدند ، از لذت دنیا جهان سیر شدند

عاقبت یاران خدا را یافتند ، در محرم با حسین دل باختند

الفاتحه بر روحِ پاکِ شاهدان ، با صلاة و صد درودی بر زبان

ماند رهبر با ابو الفضل و عیال ، ناظر فضل شهادت در کمال

هاشمی ها تک و تنها مانده اند ، فاتحه بر رفتگان را خوانده اند

جثه ها با شور و شان آورده اند ،  جای پای رفتگان  خوابانده اند

صد سلام بر روحِ آنها صد درود ، حیف در وقت شهادت دل نبود

 

جاسم ثعلبـــــــــــــــــــی (حسّانـــــــــــــــــی)  05/09/1391

منتظر سروده ی بعدی جنگ طف 12 شهادت برادران ابو الفضل

جعفر و عون و عثمان (عبد الله)  باشید اجرکم الله جمیـــــــعاً

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1925
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : jasemsalabi
ت : یکشنبه 05 آذر 1391
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید