مدونة الشاعرجاسم ثعلبی (الحسّانی) فی اللغه العربیه و الفارسیه

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

باد صبا وزیده ، بر دشت و کوهســــــاران

دادِ زمان بریده ، لبخندِ باد و بــــــــاران

شادمان و شادمان بر برگِ زیبای خـــزان

 پوشیده سبزه و گل، به رنگِ شیدای زمان

روی زیبای زمین ، سبزینه گشته جامه را

چندین شکوفه باز شد جوییده رمز نامه را

ناله ی بلبل  قناری، بر درختانش تنیــده

صوت زیبای پرنده ، بر بهارانش دمیــــده

این نوا در صبحگاهان، از طنین عشق مرغان

دلپذیر آمد به صحرا ، چشمه ی زیبای جوشان

آسمان رنگین کمانی، ابر پرده زد به رویش

آبی و سیمین دهانی، باد و باران زد به کویش

کبک ها پر می زنند، بر دشتِ بی سبزِ کویر

بادها مهر کشانده، گرد خوش بوی عبیر

مهربان ای مهربان، آزاد باش ای مهربان

عدل و دانایی بخوان، بر روح و قلب بندگان

عاشقان با گرمی دل، در کشانده دردها

دیدگان با شادکامی ، بر کشانده یاد ها

 

جاسم ثعلبی 18/12/1390

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2038
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
ن : jasemsalabi
ت : پنج‌شنبه 18 اسفند 1390
.

صلوات ، صلوات ، رنگ چشات

رفتی بی چون و چرایی

صلوات

رفتی بی حرف و ندایی

صلوات

این چه رسمی در جدایی

صلوات

جان می دم ، گر نیایی

صلوات

مانده ام سالی دگر در معضلات

چشم دوشیده شرابی در فرات

صلوات

صلوات ، صلوات ، مهر نگات

زخم خشکیده به فرمان صدات

باغ مستیده و عطریده گلات

صلوات

جوش زد قهر دلم از خاطرات

شور زد رود گل آلود فرات

دل پریشان ظهورت در فلات

شاهد راز و نیازت در صلات

صلوات ، صلوات ، صلوات

جاسم ثعلبی 16/12/1390

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 3042
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 16 اسفند 1390
.

 

ای عروس شادمانی

ای فروغ زندگانی

آب های نیلگونت

ای سرود خواندگانی

عشق زیبایت سرودم

ماه و خورشیدت فرودم

امتدادت عاشقانه

از دوست دارانت که بودم

از جبال و شاخه هایت

تا به دریا قصه هایت

مرکبی هستم شناور

یاد مانده گفته هایت

گو چرا بی آب گشتی

گو چرا در گِل نشستی

چشمه ها خاموش گشته 

یا که در رسمت نوشتی

چشم خوزستان به راهت

نور خوش جانان ز ماهت

اشک گریه جاری گشته

قلب و دلها بارگاهت

ای امین مردمانت

ای دلیر ماندگانت

آب شورت گشت پیدا

سابقه زد در زمانت

دوش کن آب زلالت

دز که پر پوشیده بالت

شوشتر صافیِ رویت

اهواز را روی جمالت

گریه را هرگز ندیدم

با صدایت کی شنیدم

خنده کن بغضی نباشد

درخشکسالت غم کشیدم

جاسم ثعلبی 16/12/1390

 



:: بازدید از این مطلب : 1865
|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 16 اسفند 1390
.

 

رسمَ الرحمن بیتاًً

و غرس النجوم فی السماء

و طهّر الارض بالمیاه الراکدة

و جری المیاه حبّهِ بخلقهِ

من الاشجارو الطیور

و الدابات و الانس

و الجنان و الملائکه

امر بخلقٍ جدیدٍ

طوی من طینة الارض

و شکلّها بصورتان ِ

من آدم و حوا

و نفخ فیهان ِ من روحه ِ

و امر جنوده بل حضور

امامَ خلق ٍ جدید ٍ

حضرت المخلوقات کلّها

الّی ابلیس ابی و استکبر

و دارت المحاورات

بعد جلوس آدم و حوا

انطرد الملک المقرب

و طلب من الحق خدامته

امرهُ معاً فی مکانٍ غریبٍ

جنت الملتقی

ابا الخلقه مع من عاداهما

مسرورین و النفسُ و ما تشتهی

بعهدٍ جدیدٍ ترک شهوت الاکل والذة

حتی صارَ الذّی ما کان یصیر

و اقترب آدم و حوا الی شجرة الفراق

و اکل منها و انتفخَ من الحنطة َ

و خالفَ ربهِ بذلک

و غفرلهُ الرحمن بنقلهِ الی الارض

و عاش مع عدوهُ الی اولاد اولاده

جلب لنا العزة و الکمال و العبادة و

البهجه و السرور و الایمان و الصّدق

و الکرامه و البدایه و النهایه

و اما حَرَمنا من البقاء بلذّت الجنة و ترک الشهوات

و الکراهه و الحساده و النفاق

ها هنا معک یا ابینا حررنا من العبودیه

و ادخلنا معک و سیرنا بسیرت اولادک

آخر المطاف

سرنا مع الحروب

و دمرنا الذنوب

و کشفنا غطاءِ المحبوب

و عطاء المسلوب

کن معنا

یا ابینا

نحن بحاجة منک

لاتفارقنا فراق الابدیه

و لا تناسفنا نساف الابجدیه

بحاجة الی عالم حرو ابی

عالم مختوم بل ود و المحبة

لا یباع فیه الود و لایستعبد فیه مخلوق

و لا ینقطع فیه ساق وردةٍ

عالم الجمال و الکمال

عالم فی اسرة واحده

لایفرق فیها لون ٍ و لالسانٍ ولابعیدٍ ولاغریب

کن واثقاً نحنُ اولادک کما طالَ المطال .

جاسم ثعلبی(حسّانی) 16/12/1390

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1941
|
امتیاز مطلب : 54
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 16 اسفند 1390
.

خدا حافظ ای یار دیرینه ام

خدا حافظ ای بار سبزینه ام

کشیده زمان فرصت هجر را

خریده مکان محنت زجر را

تو ماندی وصدها قلم دردسخت

کشاندی به قلبم الم سرد بخت

تو را تک وتنها سپردم به خویش

قطار عذابم کشاندم به پیش

نگفتی پیامی ندادی سلام

نجستی کلامی نخواندی ختام

خدا شاهد درد خویت چنان

تو را بند داده به گویت زبان

خریدی کلام اجانب چرا

بریدی ز عشق محارب چرا

برو سالها دشت و صحرا بشین

حسودان دربار گشتت ببین

نشو صد پشیمان اگر خوانده ای

فریب ستم ها نگر  مانده ای

در آن وقت دیدار ودست جدا

در آن عشق سوزان و بست خدا

بگو حلقه ی عشق تو  چه کنم

بگو مهره ی درد تو  چه کنم

تو رفتی و عشقت بسوزد همه

نگشتی و رفتی دلم در غمه

 

 

جاسم ثعلبی 15/12/1390  شب

 

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2031
|
امتیاز مطلب : 30
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
ن : jasemsalabi
ت : سه‌شنبه 16 اسفند 1390
.

تزلزلت الارض

و کسفت السماء

و هبطت الامطار الشدیده

و دمرت القصور العدیده

و ملئت الانهار بل رمال

 وسالت دموع الجبال

و تضاربت الامثال

 و انکسرت قصون الاشجار

و هبط وکر عصفورٍ مبللاً

و جناحیه مکسورتانِ

نادا یا ابی یا امی

لم یستمع من ینجیهُ

این المفر الی النجات

نادتهُ الشمس الغائبه

اسکن فی جحر الارانب

حتی ینقطع رش المطر

دخل فی الجحر خائفاً

رای الارانب جافه

من صگور الزمان تحت الارض

قال العصفور الصغیر

لا مفر للنجاة حتی تحت ظل الظلام

انحنی و مات متبسماً

و فسر القدر منتدماً

الی این یا زمان

الی این الامان

یالیت لم ولدت قبل حین

یا لیت لم اری کل مارایت

یا لیت ............................

جاسم ثعلبی 15/12/1390

 



:: بازدید از این مطلب : 884
|
امتیاز مطلب : 32
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 15 اسفند 1390
.

 

فراموش ، فراموش ، کردی فراموش

درآغوش ، در آغوش ، بردی در آغوش

رمزها گم گشته از مفتون دل

درزها پر گشته از معجون گِل

در گلستان جهانی خفته است

عشق باد آورده را مضنون ول

چشیدی ، چشیدی ، آهش چشیدی

خریدی ، خریدی ، مهرش خریدی

گو چرا بر عهد کاذب مانده ای

گو چرا بر تخت غاضب زنده ای

کوفتی آن نفس آزرده به عشق

غم چرا بر قبر غالب خوانده ای

پاک گشتی خاطرات ، انداختی در مبهمات

رسم عشق و عاشقی ، کاشتی در  معضلات

همین است ، همین است ، عشقت همین است

کمین است ، کمین است ، مکرت کمین است

کشیدم ، کشیدم ، دردت کشیدم

بریدم ، بریدم ، از تو بریدم

سالها می خواندی این مهر و صفات

سالها می گفتی این قهر چشات

دل کشیده ناله ات در این مکان

یاد باد آن قسم  بهر خدات

نهیدم ، نهیدم ، سازت نهیدم

دریدم ، دریدم ، خارت دریدم

نمی دانستی دل آزرده شدم

توی عشق بی نهان باده شدم

نوش کردم جام دیدارت کنون

در عزایت لحظه ها زاده شدم

نبودی ، نبودی ، یادت نبودی

سرودی ، سرودی ، عشقت سرودی

باز هم یاد آور آن خاطرات

باز هم نام آور اون موعظات

یاد رفته گشت دل در آسمان

باز هم یاد آور آن خنده هات

جاسم ثعلبی 15/12/1390

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2291
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 15 اسفند 1390
.

 

جان ، جان ، جان

دلشوره ی من

بزن زنگ و بیو در  لونه ی من

بیا بنشین عزیز بر روی باری

گل رنگین عشقت یادگاری

بده آن شال سبزت تا ببویم

کشد دل خستگی ها در خماری

هان ، هان ، هان

گل پیچک من

بزن دست و بیو در محفل من

بزن دست و بتابان دیده هایت

تبسم کن بجوشان خنده هایت

بده آن گل در قلبت نهفته

دلا شادی بروبم خاک پایت

آن ، آن ، آن

بیا بنشین کنارم

برات قصه بیارم

بچش درد دلم را

ببین بر غم سوارم

زارم ، زارم ، زارم

منم دوستت می دارم

تو باغت گل می کارم

چو سیرابش نمودم

بهشتی شد دیارم

گمان کردی کشیدم درد دوری

گمان بردی خریدم اشک شوری

در این گرما چو سیلابش کشیده

ز هجرت اشک چشمم زد به کوری

چرا بستی دلت را

چرا گشتی غمت را

چرا آسوده کردی

حسودان در نمت را

جان ، جان ، جان

درون دلت زندان

خمیده موی مژگان

چو سقفی زد به ایوان

بجوشد درد و درمان

درون دیگ خندان

بلرزان ، و بگردان و ، بسوزان

جاسم ثعلبی 15/12/1390

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2187
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 15 اسفند 1390
.

 

بیا جانا دلم بی تو گرفــــــــته

دو سالی پشت هم بی تو نخفته

طنین نغمه ها سُر کرده دردم

هزاران سکته را بی تو شمرده

*****

کشیدم محنت دوری زهجرت

خریدم ذلت گوری زقهـــرت

دلم پر خون گشته از فراقـت

دل آزرده شدم یارا ززجـرت

 

*****

تازه فهمیدم تویی دیوانـــــــه ای

از طبیب دل ربا مستانــــــــــه ای

در بیابان پا گشادی سر بــــه راه

ترک کردی بی صدا غم خانه ای

*****

سوختی غم های عشق ای بی وفا

افروختی درد عناد ای در صـــفا

ناز می کردی کنار دشمنــــــان

صد خطا با صد خطا ای در جفا

*****

شب و روز از کنارت می گذشتم

به یادت قصه ی غم می نوشتم

هزاران دفتری پیچیده قلبـــم

به آه دل سپرد این سرنوشتم

 

جاسم ثعلبی 15/12/1390

 



:: بازدید از این مطلب : 1124
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 15 اسفند 1390
.

می پرستمت عزیزم، تو کجایی قبله ی من

سالها گشتم نبودی،در فنایی مهره ی مــــن

در گذر گشته دل و جان، در بیابان دلـــت را

کوه و دشت و شهر و کویت، در خیابان و پلت را

بوی عطر گل فشانی، پرزه ای از دیدگانــت

در مشام دل خریده ، هدیه ای از مهرگانت

بیا در محراب قلبم ، پهن کن سجاده ات را

بیا در گرداب رودم ، رهن کن میحانه ات را

بیا دل در افتخار ،یادبودی از حضـــــــورت

بیا آن هر گز نخفته، ناظر عشق بلـــــــورت

می پرستم خنده هایت، می کشیدم دیده هایــت

نقش می بسته نگارت، در آسمان گفته هایـت

 

جاسم ثعلبی  15/12/1390









،

 



:: بازدید از این مطلب : 2009
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : jasemsalabi
ت : دوشنبه 15 اسفند 1390
.
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران